جلد اول مشتمل است بر یک مقدمه و دوازده مقاله درباره نیاکان خاندان صفوی، چگونگی دستیابی شاه اسماعیل اول به سلطنت و... صحیفه دوم مشتمل بر وقایع پادشاهی شاه عباس اول از آغاز تا 1025 و دوازده سال آخر حکومت شاه عباس تا مرگ وی... علاوه بر ذکر وقایع تاریخی به مسائل اجتماعی نیز توجه کرده است ... اطلاعات ارزشمندی درباره تشکیلات اداری نظامی و مسائل مالی و شرعی حکومت صفوی و حکومت‌های هم‌جوار ایران؛ همچون عثمانی‌ها، گرجی‌ها، بابریان هند...

عالم ارای عباسی
تاریخ عالم آرای عباسی.
کتابی تاریخی به فارسی درباره رویدادهای سلسله صفوی از آغاز تا مرگ شاه عباس اول  تألیف اسکندربیگ منشی (متوفی 1038)، منشی شاه عباس. اسکندربیگ در 1025 تألیف آن را شروع کرد و آن را "عالم آرای عباسی" نامید.
ایرج افشار احتمال داده است که سبب نامگذاری آن کتاب تاریخ عالم آرای امینی در انتقاد از حکومت صفوی و رخدادهای پادشاهی شاه اسماعیل اول بوده باشد. اسکندربیگ قصد داشته کتابش را در سه مجلد مشتمل بر یک مقدمه دو صحیفه و یک خاتمه بنویسد اما مجال نگارش خاتمه را نیافته است.

صحیفه اول (جلد اول) مشتمل است بر یک مقدمه و دوازده مقاله درباره نیاکان خاندان صفوی، چگونگی دستیابی شاه اسماعیل اول به سلطنت و رخدادهای دوران حکومت او، پادشاهی شاه طهماسب شاه اسماعیل دوم و شاه سلطان محمد خدابنده است. او در این صحیفه گاه وقایع را تحلیل کرده و از جمله شکست در چالدران را موجب پیشگیری ارادت ورزی‌های «ساده‌لوحان طوایف قزل‌باش» درباره شاه اسماعیل و لغزش «از مسلک مستقیم دین و ایمان» دانسته است.

صحیفه دوم دو بخش است: بخش اول مشتمل بر وقایع پادشاهی شاه عباس اول از آغاز تا 1025 و بخش دوم درباره رویدادهای دوازده سال آخر حکومت شاه عباس تا مرگ وی است، بدین ترتیب بخش عمده این کتاب به پادشاهی "شاه عباس اول" اختصاص دارد.

اسکندربیگ پس از مرگ شاه عباس به نگارش کتاب خود با عنوان «ذیل» ادامه داده و شروع به نوشتن وقایع سلطنت "شاه صفی" کرد؛ اما با مرگش در 1043 این کار ناتمام ماند. او به پیروی از مورخان پیش از خود وقایع را به ترتیب سال وقوعشان نوشته و چون بیشتر مخاطبان کتاب را ایرانی می‌پنداشته، سال شمسی را اساس کار خود قرار داده است. اسکندربیگ به سبب منصبش شاهد بسیاری از رویدادهای تاریخی دور شاه عباس بوده و برای تألیف اثر خود بویژه در صحیفه اول افزون بر اطلاعات مستقیم خود از منابع مختلفی بهره برده است. از جمله از احسن‌التواریخ، تاریخ کبری، تاریخ جهان آرا، تاریخ حبیب‌السیر، تاریخ طبرستان، رویان و صفوة الصفا.

اسکندربیگ علاوه بر ذکر وقایع تاریخی به مسائل اجتماعی نیز توجه کرده است که احتمالا از دقت وی در روحیات مردم عصرش ناشی می‌شود. در این کتاب اطلاعات ارزشمندی درباره تشکیلات اداری نظامی و مسائل مالی و شرعی حکومت صفوی و رویدادهای تاریخی حکومت‌های هم‌جوار ایران؛ همچون عثمانی‌ها، گرجی‌ها، بابریان هند و ترکمانان ماوراءالنهر آمده که برخی از آنها بی نظیر است. یکی دیگر از وجوه اهمیت این کتاب اختصاص فصلی به زندگی دانشمندان علما، نقاشان، شعرا، موسیقی‌دانان، سران سپاه و رجال حکومت صفوی با ذکر تاریخ وفات آنان است. نثر این کتاب ساده و ادبی و در برخی موارد آمیخته به شعر است.

تاریخ عالم آرای عباسی نخستین بار در 1313ـ 1314  در تهران چاپ سنگی شد. در 1334ش ایرج افشار با استفاده از نسخه‌ای کامل‌تر افتادگی‌های چاپ سنگی را برطرف کرد و آن را در دو جلد با مقدمه و فهرست به چاپ رساند. این کتاب بار دیگر در 1377ش با تصحیح محمداسماعیل رضوانی در سه مجلد منتشر شد.

"ذیل" تاریخ عالم آرای عباسی را احمد سهیلی خوانساری در 1317ش در تهران چاپ کرد و برای تکمیل آن حدیقه ششم از روضه هشتم خلد برین میرزا یوسف قزوینی را بر آن افزود. نخستین بار "یوهان آلبرشت برنهارد دورن" خاورشناس روسی از کتاب تاریخ عالم آرای عباسی بخش مربوط به وقایع مازندران را در کتاب "منابع اسلامی درباره تاریخ سرزمین‌های جنوبی دریای خزر" در پطرزبورگ در 1266شمسی و1850  میلادی چاپ کرد. پیش از او "کورت آرتور هاینتس اردمان" خاورشناس آلمانی مقاله‌ای درباره صحیفه دوم تاریخ عالم آرای عباسی نوشته و آن را به نام "نسخة فارسی اسکندر منشی" (در قازان در 1237/1822) منتشر کرده بود. نیز مقاله‌ای با عنوان  "اسکندر منشی و اثر او"  در معرفی این کتاب و مؤلف آن نوشت و چاپ کرد.

ولادیمیر پوتوریدزه بخشی از تاریخ عالم آرای عباسی را با عنوان اطلاعاتی درباره گرجستان همراه با ترجمه گرجی آن در( 1348ش / 1969م) تفلیس چاپ کرد. راجر سیوری نیز این کتاب را با عنوان "تاریخ شاه عباس کبیر" به انگلیسی ترجمه کرده که جزو مجموعه "انتشارات ایران" از مجموعه آثار نمونه بین‌المللی یونسکو (در 1357 ش / 1978م) منتشر شده است.

 عبدالحسین نوائی . دانشنامه جهان اسلام

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...