کتاب «اندیشه سیاسی در جهان عرب؛ از پاییز خلافت تا بهار عربی» تألیف پرفسور فرهنگ رجایی استاد دانشگاه کارلتون کانادا به همت مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه منتشر شد.

اندیشه سیاسی در جهان عرب؛ از پاییز خلافت تا بهار عربی  فرهنگ رجایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب به نوعی متحول شده اثری است که قبلا با عنوان اندیشه سیاسی عرب در جهان معاصر: از قرارداد پاساروویتز تا غزه ـ اریحا، توسط فرهنگ رجایی و به کوشش مؤسسه پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در سال ۱۳۸۱ منتشر شده بود.

بخش اول کتاب حاضر با مروری بر تحولات سده نوزدهم، به کنکاش جهان عرب با این تحول عظیم تمرکز می کند که نوعی طرح مسئله هم هست. این بخش با عنوان جهان عرب و تجدد، رویارویی جهان عرب با تجدد را به بحث گذاشته و نشان می دهد که چگونه مصر پیشگام شد و از آن پس به الگویی برای بقیه جهان عرب تبدیل شد. از این رو تحولات مصر بیشتر مورد بحث این کتاب است. در نیمه دوم گفتار این بخش واکنش های کلان فکری را که به جریان های بعدی الگوگذار مبدل شد، تصویرسازی و ترسیم خواهد شد.

بخش دوم با عنوان چرخش بزرگ؛ جهان گیری غرب و گروگانی جهان عرب که کمی بیش از نیمه اول سده بیستم را می پوشاند، به دورانی توجه می کند که به گمان نویسنده هم جهان غرب و هم جهان عرب اعتماد به نفس درونی خود را از دست دادند؛ اما در حالی که شکل بیرونی آن در اولی تفرعن، استعمار و جهان خواری بود، در دومی به صورت زبون اندیشی، استثمار و گروگانی ذهنی تحقق بیرونی پیدا کرد، مثل غرب شدن یا حتی جهان ذهنی و زندگی مادی خود را با چارچوب ذهنی غربی دیدن و تحلیل کردن به قاعده و مذهب مختار تبدیل شد.

بخش سوم که کمی کمتر از نیمه دوم سده را شامل می شود، با عنوان جهان شکسته؛ دولت تجددگرا و جامعه تجددساز به بیداری جهان استعمار شده و به ویژه در دهه ۱۹۶۰ متمرکز شده و به جریانهایی می پردازند که با نیت خوش به جای اندیشه و اندیشه ورزی، به بیان مولانا، احول بینی، گژنگری و عقل کاژ را به نمایش گذاشتند.

بخش چهارم با عنوان جهانی شدن و تجددها، دهه آخر سده بیستم و دهه اول سده بیست و یکم یعنی به عصری توجه دارد که در اثر تحولات موج سوم یا انقلاب اطلاعاتی جریان هیجان انگیزی شکل گرفت که به بهار عربی ختم شد و ضمنا کتاب نیز با همین تحولات که در سال ۲۰۱۰ بروز کرد به پایان می رسد، البته نویسنده در گفتار کوتاه آخر به عنوان جمع بندی مشاهداتی کلی ارائه خواهد کرد.

فرهنگ رجایی ( متولد ۱۳۳۳) دانشور علوم سیاسی با حوزه تخصصی اندیشه سیاسی و روابط بین‌الملل، نویسنده و مترجم است که به مدت سی و پنج سال است که در دانشگاه های ایران و برخی از دانشگاه های جهان تدریس و پژوهش کرده است. آخرین مقام آموزشی وی استاد تمام(پرفسور) در دانشگاه کارلتون و آخرین مقام اجرایی وی به مدت ۱۰ سال ریاست دانشکده امر انسانی(انسانیات) در همان دانشگاه در کشور کانادا را بر عهده بوده است.

وی پس از تکمیل دوران مقدماتی و دبیرستان در اراک، دوره کارشناسی خود را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و تحصیلات عالی خویش را در آمریکا به پایان رساند. یک دهه در ایران به تدریس پرداخت و بیش از دو دهه عضو هیئت علمی دانشگاه کارلتون در کانادا است.

کتاب اندیشه سیاسی در جهان عرب؛ از پاییز خلافت تا بهار عربی تألیف پرفسور فرهنگ رجایی استاد دانشگاه کارلتون کانادا به همت مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه به بهای ۸۶ هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...