کتاب «کوش پیل دندان: خلق یک ضد قهرمان» [Kush-e Pildandān, the Anti-Hero: Polemics of Power in Late Antique Iran] نوشته ساقی گازرانی [Saghi Gazerani] با ترجمه سیما سلطانی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

کوش پیل دندان: خلق یک ضد قهرمان» [Kush-e Pildandān, the Anti-Hero: Polemics of Power in Late Antique Iran]  ساقی گازرانی [Saghi Gazerani]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ساقی گازرانی مؤلف این‌کتاب متولد سال 1351 در ایران است که در سال‌های کودکی همراه خانواده‌اش به آلمان رفته و پس از گرفتن دیپلم، به آمریکا رفت. او در سال ۲۰۰۷ رساله دکترای خود را از دپارتمان تاریخ دانشگاه اوهایو، در رشته تاریخ اسلام با تمرکز بر ایران (از ورود اسلام تا حمله مغولان) نوشت. «روایت‌های خاندان رستم و تاریخ‌نگاری ایرانی»، «آرش کمانگیر: جای خالی داستان آرش در شاهنامه» و «ضحاک: تاریخ از دل اسطوره» دیگر کتاب‌هایی هستند که نشر مرکز پیش‌تر از او چاپ کرده است.

کتاب «کوش پیل دندان» دربرگیرنده مقاله‌ای است که گازرانی پیش‌تر به زبان انگلیسی در مجله انجمن ایران‌پژوهی منتشر کرده است. او در این‌مقاله یا کتاب به کتابی مانند شاهنامه پرداخته که «کوش‌نامه» نام دارد و معتقد است در قرن پنجم هجری قمری و عصر سلجوقیان، از روی یک کتاب باستانی به نظم درآمده است. این‌کتاب منظوم به باور گازرانی، روایت تاریخی حکومت کوشان از زبان رقیبان آن‌ها یعنی حکومت ساسانیان است.

کشور کوشان سرزمینی در شرق ایران باستان بوده که حکومت کوشانیان در قرن اول میلادی در آن تشکیل شد. اطلاعات تاریخی هم درباره آن محدود به منابع سکه‌شناسی و کتیبه‌نگاری بدون روایت‌های تاریخی است. شخصیت کوش پیل‌دندان، نماد سلسله کوشانیان است که از دید ساسانیان، نشانه بیداد و رفتارهای غیرانسانی بوده است.

عناوین فصول اصلی این‌کتاب، پس از مقدمه، به این‌ترتیب‌اند: «معرفی کوش‌نامه»، «ویژگی‌های ژانر: دقت و گاه‌شماری» و «خلق دشمن». که هرکدام عناوین مختلفی را شامل می‌شوند و پس از آن‌ها نتیجه‌گیری، کتاب‌شناسی و نمایه درج شده است.

در فصل اول «معرفی کوش‌نامه» مخاطب با این‌عناوین روبرو می‌شود: «اثبات لایه کوشانی در کوش‌نامه» با بخش‌های نام‌ها، موقعیت جغرافیایی، طرح کلی رویدادها و «پرستشگاه‌های کوشانی». فصل دوم هم دربرگیرنده دو بخش «لایه ساسانی» و «کوش توراتی: درهم آمیختن سنت‌ها» است. سومین‌فصل کتاب هم چهاربخش را با این‌عناوین شامل می‌شود: تبارشناسی و زدودنِ صفات انسانی از دشمن، اعمال شریرانه، دین، دگردیسی کوش.

یکی از نکات مهمی که نویسنده کتاب در پی بیان آن بوده و در کتاب دیگرش «روایت‌های خاندان رستم و تاریخ‌نگاری ایرانی» هم به آن پرداخته، این است که ایرانیان خلاف دیدگاهی که آنان را ملتی فاقد تاریخ می‌داند، طی قرون مختلف، تاریخ‌نگاری خاص خود را داشته‌اند که دوره‌بندی و شخصیت‌های شناخته‌شده‌ای دارد. این‌تاریخ‌نگاری به تعبیر گازرانی، مثل هر تاریخ‌نگاری دیگری دو هدف را دنبال می‌کرده است: مشروعیت‌سازی و مشروعیت‌زدایی.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

یکی از مشهورترین روایت‌های داستان فریدون باید همان باشد که فردوسی آن را در شاهنامه به نظم کشید، داستانی که عناصری اندک اما مهم از اسطوره اوستایی را در خود نگاه داشته است. بر طبق این روایت، ضحاک آبتین را می‌کشد،‌ و مادر فریدون که نگران جان فرزند نوزاد خود است او را به برمایه، گاو مشهور، و نگهبانش می‌سپارد تا بزرگ شود. سه‌سال بعد، فرانک فریدون را برمی‌دارد و به جایی در هند می‌گریزد _ که گفته می‌شود کوه البرز در آن است. در این‌روایت، سرانجام فریدون از تبار خود و جنایات ضحاک باخبر می‌شود، ضحاک را از قدرت به زیر می‌کشد و خود بر تخت پادشاهی ایران می‌نشیند.

در کوش‌نامه، برخی از عناصر این داستانِ مشهور به همان صورت شاهنامه آمده است، اما در برخی دیگر حک و اصلاحاتی صورت گرفته است. اول مسئله گاو برمایه است، زیرا این حیوان در روایت مشهور بسیار مهم است و شیر خوردن فریدون از او از ویژگی‌های بارز فریدون به حساب می‌آید. در روایت کوش‌نامه، برمایه نه به صورت گاو، بلکه در نقش دایه برگزیده ظاهر می‌شود که فریدون را به او می‌سپارند. آبتین او را به وزیر دربار خود، برماین، می‌سپارد و برماین در آن کوهستان دورافتاده برای فریدون تخت سلطنتی برپا می‌کند و به او خواندن و نوشتن می‌آموزد.

این‌کتاب با 104 صفحه، شمارگان هزار و 400 نسخه و قیمت 28 هزار و 500 تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...