ترجمه انگلیسی پنجاه شعر از فریدالدین عطار نیشابوری، شاعر و عارف بزرگ ایرانی همراه با متن فارسی اشعار در اوایل ماه اوت با ترجمه علی علیزاده منتشر شد.

ترجمه انگلیسی پنجاه شعر از "فریدالدین عطار نیشابوری"، شاعر و عارف بزرگ ایرانی همراه با متن فارسی اشعار در اوایل ماه اوت (مرداد ماه) در کتابی با عنوان "پنجاه شعر عطار" توسط انتشارات re.press استرالیا منتشر شد.

به گزارش میراث خبر به نقل از وب سایت این ناشر، این کتاب 199 صفحه‌ای حاصل تحقیق و ترجمه "علی علیزاده"، شاعر و محقق ایرانی مقیم استرالیا و استاد دانشگاهی در چین و "کِنِت اَوری"، پژوهشگر و ایران شناس استرالیایی است. انتشارات re.press مدعی است که این کتاب نخستین ترجمه وفادار اشعار عطار به زبان انگلیسی است.

در معرفی این ناشر درباره کتاب آمده است: «فریدالدین عطار نیشابوری، شاعر و عارف بزرگ ایرانی قرن سیزدهم میلادی، با اشعار کوتاه و ارزشمندی که در زبان فارسی به رشته تحریر درآورده، به شهرتی جهانی دست یافته است. مضامین این اشعار را بیشتر عشق، احساس و عرفان تشکیل می‌دهد.»

هدف از تهیه و ارائه این کتاب به زبان انگلیسی، معرفی این اشعار پرشور که هنوز هم پیچیده به نظر می رسند، به مخاطب انگلیسی زبان است. ترجمه‌ها در کنار متن فارسی اشعار قرار گرفته و شرح و تفسیری نیز به زبان انگلیسی درباره این اشعار در کتاب آمده است. در مقدمه کتاب نیز زندگی عطار شرح داده شده و تحلیلی نیز درباره زبان شاعرانه این شاعر آورده شده است.

علی علیزاده پیش از این نیز ترجمه ای از اشعار حافظ را با انتشارات salt books استرالیا منتشر کرده و به خاطر دو مجموعه شعر خود جوایز ادبی معتبر استرالیا را دریافت کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...