کتاب‌های کودک در سراسر جهان از محبوبیت بسیاری برخوردار هستند. شخصیت‌ها و داستان‌های آن کتاب‌ها تا سال‌ها با خواننده می‌ماند و برخی از ما حتی آن داستان‌ها را با کودکان خود به اشتراک می‌گذاریم. با این حال کتاب‌های کودک محبوب و مورد علاقه در کشورهای مختلف می‌تواند متفاوت باشد. بازار کتاب آنلاین تونی زون مطالعه‌ای برای جستجوی محبوب‌ترین کتاب‌های کودک در کشورهای مختلف انجام داده و کتاب‌های کودک پرطرفداری را که توسط نویسندگان بومی در کشورهای مختلف در سراسر جهان نوشته شده معرفی کرده است.

شگفتی» [Wonder]  آرجی پالاسیو [R. J. Palacio]

امریکای شمالی
در امریکای شمالی کتاب «شگفتی» [Wonder] نوشته آرجی پالاسیو [R. J. Palacio] بالاترین رتبه کتاب کودک را از میان نویسندگان بومی به خود اختصاص داده است. داستان پسر ده‌ساله‌ای با ناهنجاری مادرزادی در چهره که نویسنده در این کتاب کوشیده سفر پذیرش او را بین همکلاسی‌ها و همسالانش روایت کند. [این کتاب در ایران با نامهای «شگفت آور»، «شگفت انگیز» و «اعجوبه» نیز ترجمه شده است.]

سالوی» [Sulwe]  لوپیتا نیونگو [Lupita Nyong'o

در مکزیک نیز کتاب «سالوی» [Sulwe] نوشته لوپیتا نیونگو [Lupita Nyong'o]، بازیگر مکزیکی- امریکایی پرطرفدارترین کتاب کودک در این کشور شده است؛ روایتی شیرین از زندگی یک دختربچه 5‌ساله‌ که تیره‌ترین پوست را در جامعه دارد. در کانادا نیز کتاب کلاسیک «تا همیشه دوستت دارم» نوشته رابرت مونش به عنوان برترین و محبوب‌ترین کتاب کودک انتخاب و معرفی شده است.

دیلان کیفکی» [Dailan Kifki] ماریا النا والش [María Elena Walsh]

امریکای جنوبی
برترین کتاب کودک در آرژانتین، «دیلان کیفکی» [Dailan Kifki] نوشته ماریا النا والش [María Elena Walsh] است. داستان فیلی که می‌خواهد فرزند خوانده شود. کتاب «رویای اکوادور» نوشته ادنا ایتورالده نیز در صدر کتاب‌های پرفروش این کشور قرار گرفته است. این کتاب بر سوال‌هایی نظیر- دوست داری بزرگ شوی چه کاره شوی- که از هر کودکی در سنین خردسالی پرسیده می‌شود متمرکز است.

اروپا
چندان عجیب به نظر نمی‌رسد که مجموعه «هری‌پاتر» نوشته جی کی رولینگ در انگلستان و داستان‌های هانس کریستین اندرسن در دانمارک رتبه نخست محبوب‌ترین کتاب‌های کودک را به خود اختصاص دهند.

خاورمیانه و آسیای مرکزی
در قزاقستان کتاب «نارنجی و آبی جهان برزو» نوشته مارینا آبرامز که نکاتی را درباره فرهنگ آسیای میانه آموزش می‌دهد محبوب‌ترین کتاب داستانی کودک در این کشور شده است.

هفت موش کور» [Seven Blind Mice] نوشته اد یانگ [ed young]

باقی کشورهای اسیایی و اقیانوسیه
پرفروش‌ترین کتاب کودکان در چین «هفت موش کور» [Seven Blind Mice] نوشته اد یانگ [ed young] است؛ داستان هفت موش کوری که مجموعه‌ای از شرایط عجیب و نامعمول را مورد بررسی و کاوش قرار می‌دهند. در ژاپن نیز بهترین کتاب کودک «یک مادر برای دم ‌کوتاه» نوشته کیکو کازکا است که حاوی درس‌های زیبا و آموزنده‌ای درباره خانواده و ارزش‌های آن است.

افریقا
در رواندا محبوب‌ترین کتاب کودک «دو پای خودش» نوشته مردیت دیویس و ربه‌کا اویتونزه بوده است. روایتی داستانی درباه سفر ربه‌کا به عنوان یک دختر رواندایی با دو پای فلج. در افریقای جنوبی نیز کتاب «سرزمین زنجبیل سبز» نوشته نوا لانگلیز بالاترین رتبه پرفروش‌ها را به دست آورده؛ داستانی درباره پسر علاءالدین که درتلاش برای شکستن طلسم سرزمین پررمز و راز زنجبیل سبز است.

ایبنا

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...