کتاب «جنگل تاریکی‌ها» [Malenfer. Tome 1, La forêt des ténèbres] نوشته کاساندرا ادونل [Cassandra O'Donnell] و با ترجمه مهدی ضرغامیان، از سوی نشر نو به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

جنگل تاریکی‌ها» [Malenfer. Tome 1, La forêt des ténèbres] نوشته کاساندرا ادونل [Cassandra O'Donnell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «جنگل تاریکی‌ها» که نخستین شماره از مجموعه «جهنم سیاه» به خود اختصاص داده، در ژانر علمی- تخیلی و در فضایی وهم‌آلود و معمایی نوشته شده است.

در بخشی از این کتاب آمده است: «گابريل با آستين لباسش گرد و خاک روى كتاب را پاک كرد و با صداى بلند خواند: «اژدهاک دهان سوچاک!»
همين‌كه آخرين كلمه را بر زبان آورد، نور خيره‌كننده‌اى از جلد كتاب برخاست. حروف طلايى‌رنگى از روى جلد كتاب شروع به لغزيدن كردند و روى دست‌ها و بازوها و صورت گابريل راه افتادند و تمام بدن او را پر كردند. انگار كه بدنش پر از خالكوبى‌های متحرک و لرزان شده بود.
زوئه از ترس فريادى كشيد: كتاب را ول كن! ولش كن!»

مجموعه «جهنم سیاه» شامل شش رمان به نام‌های «جنگل تاريكى‌ها»، «چشمهٔ جادو»، «وارثان»، «جادوگرهاى سرزمين‌هاى مرداب»، «سرزمين‌هاى يخ»، «رُتيلا» است.

کتاب «جهنم سیاه1: جنگل تاریکی‌ها» نوشته کاساندرا ادونل، در 168 صفحه، به قیمت 58 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد گالینگور و با ترجمه از مهدی ضرغامیان، از سوی نشر نو راهی بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...