کتاب «جنگل تاریکی‌ها» [Malenfer. Tome 1, La forêt des ténèbres] نوشته کاساندرا ادونل [Cassandra O'Donnell] و با ترجمه مهدی ضرغامیان، از سوی نشر نو به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

جنگل تاریکی‌ها» [Malenfer. Tome 1, La forêt des ténèbres] نوشته کاساندرا ادونل [Cassandra O'Donnell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «جنگل تاریکی‌ها» که نخستین شماره از مجموعه «جهنم سیاه» به خود اختصاص داده، در ژانر علمی- تخیلی و در فضایی وهم‌آلود و معمایی نوشته شده است.

در بخشی از این کتاب آمده است: «گابريل با آستين لباسش گرد و خاک روى كتاب را پاک كرد و با صداى بلند خواند: «اژدهاک دهان سوچاک!»
همين‌كه آخرين كلمه را بر زبان آورد، نور خيره‌كننده‌اى از جلد كتاب برخاست. حروف طلايى‌رنگى از روى جلد كتاب شروع به لغزيدن كردند و روى دست‌ها و بازوها و صورت گابريل راه افتادند و تمام بدن او را پر كردند. انگار كه بدنش پر از خالكوبى‌های متحرک و لرزان شده بود.
زوئه از ترس فريادى كشيد: كتاب را ول كن! ولش كن!»

مجموعه «جهنم سیاه» شامل شش رمان به نام‌های «جنگل تاريكى‌ها»، «چشمهٔ جادو»، «وارثان»، «جادوگرهاى سرزمين‌هاى مرداب»، «سرزمين‌هاى يخ»، «رُتيلا» است.

کتاب «جهنم سیاه1: جنگل تاریکی‌ها» نوشته کاساندرا ادونل، در 168 صفحه، به قیمت 58 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد گالینگور و با ترجمه از مهدی ضرغامیان، از سوی نشر نو راهی بازار کتاب شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...