کتاب «ماشین‌هایی مثل من، آدم‌هایی مثل تو» [Machines like me : and people like you] نوشته ایان مک‌یوان [Ian McEwan] با ترجمه‌ اشکان دانشمند منتشر شد.

«ماشین‌هایی مثل من، آدم‌هایی مثل تو» [Machines like me : and people like you] نوشته ایان مک‌یوان [Ian McEwan]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایسنا، این کتاب در ۳۴۲ صفحه و با قیمت ۴۹ هزار تومان در نشر نیماژ روانه‌ بازار کتاب شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: این اثر دوره‌ای از بریتانیا در دهه‌ ۸۰ میلادی را به تصویر می‌کشد که در آن، بریتانیا جنگ فالکلند را باخته است، اینترنت و ماشین‌های خودکار پا به دنیای مدرن گذاشته‌اند و از همه مهم‌تر آلن تورینگ که دانشمند برجسته‌ در زمینه علوم کامپیوتر و ریاضیات محسوب می‌شود، هنوز زنده است. داستان حول محور رابطه‌ روباتی هوشمند و صاحبش، چارلی فِرِند، می‌گذرد و رفته‌رفته به‌ مثلثی عشقی تبدیل می‌شود. مهم‌ترین چالش سر راه چارلی، میراندا و روبات هوشمندی که «آدم» نام دارد، روابط پیچیده‌ عاطفی و گرفتن تصمیمات مهم اخلاقی است.

کتاب «ماشین‌هایی مثل من، آدم‌هایی مثل تو» یک رمان علمی‌تخیلی از زیرگونه‌ هوش‌ مصنوعی (Artificial Intelligence) محسوب می‌شود اگرچه موضوع اصلی داستان ارتباط میان خود انسان‌هاست و بر عکس دیگر رمان‌های این ژانر، زمان داستان در آینده نیست و کاملاً به مسائل مبتلابه امروز می‌پردازد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«...نسل‌کشی، شکنجه، برده‌داری، قتل‌های خانگی، کودک‌آزاری، تیراندازی در مدارس، تجاوز و حجم بالای خشونت‌های روزمره؛ ما در کنار این مشقت و رنج زندگی می‌کنیم و شگفت‌زده نمی‌شیم و باز هم چیزهایی برای شاد بودن پیدا می‌کنیم، حتی برای عاشق شدن. هوش‌های مصنوعی مقاومت ما رو ندارن.»

................ هر روز با کتاب ...............

جهان پرآشوب بورس پاریس... توصیف و تحلیل جایگزین موقعیت و داستان حماسی... سوداگر و بنده پول است... ورشکسته است و در این شرایط در پی تأسیس بانک... از دربانِ روزنامه گرفته تا استاد دانشگاه و وکیل مجلس به تبی یگانه گرفتار می‌آیند: تب پول و کسب سود بیشتر... به همه اطمینان می‌دهد که میل به ثروت‌اندوزی و کسب سود یگانه انگیزه راستین ادامه زندگی است ...
روایت زوجی که هم در پشت دوربین (در حین ساخت فیلم) و هم در جلوی آن به یکدیگر دل می‌بازند... دخترک وحشت زده‌ای بود که مطلقا به قابلیت‌های خودش اطمینانی نداشت. می‌ترسید روی پرده ظاهر شود... با اینکه سهم زیادی در کشف و معرفی ویلیام فاکنر و به ویژه دست‌گیری از او در ایام بی پولی‌اش داشته، اما با فروتنی از نقش و اهمیت بسیار زیاد او در فیلمهایش می‌گوید ...
برخی دولت‌ها غارتگر هستند؛ یعنی رهبرانشان غیر از غارت منابع کشور دستاوردی برای ملتشان ندارند، هیچ اراده‌ای هم برای توسعه ندارند... دولت‌های توسعه‌گرا به دو نوع دموکراتیک و اقتدارگرا تقسیم می‌شوند... توسعه را به‌عنوان هدف کانونی خود در نظر می‌گیرد و کلیه اهداف دیگر را به نفع توسعه به حاشیه می‌راند؛ یعنی اهدافی مثل عدالت یا مثلاً دموکراسی و آزادی‌های مدنی... دیوان‌سالاری‌های کارآمد، شایسته‌سالار، فنی، به دور از حاشیه‌های سیاسی... بستر بین‌المللی مناسب ...
با وجود تخیل شاعرانه، حقیقتی تاریخی را روایت کرده است... دختر ارشد آسیابان فقیری است دارای چهار فرزند... در کنار غار ماسابیل به دیداری نایل می‌آید و نخستین بار «بانو»ی خود را می‌بیند... خانواده، مدرسه، مقامات غیردینی و مقامات روحانی، همگی علیه او متحد می‌شوند... عبور بی‌واسطه‌ی وجه الهی به وجه بشری از طریق تقوای عشق... نخستین معجزه بهبود جوانی‌ست که از زمان تولد فلج بود ...
بیسمارک بعد از سی سال تلاش آلمان ملوک‌الطوایفی را به کشوری یکپارچه تبدیل کرده است... زندگی اجتماعی آلمان‌ها پس از بحران‌ها... ما چه دعوایی با همدیگر و با بقیه دنیا داریم؟... چرا ما بجنگیم؟ بگذارید مقامات بجنگند... از هفده‌سالگی یهودیت را ترک ‌کرد و کاتولیک شد... از آمیخته عدالت‌خواهی، آزادی‌خواهی و ناسیونالیسم، عنصر ناسیونالیسم می‌ماند و شدت بیشتری می‌یابد ...