کتاب «جمهوری دزدان؛ ماجراهای لاک لامورا» [The Republic of Thieves] نوشته اسکات لینچ [Scott Lynch] با ترجمه سعید سیمرغ و از سوی انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شد.

جمهوری دزدان؛ ماجراهای لاک لامورا» [The Republic of Thieves] نوشته اسکات لینچ [Scott Lynch]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «جمهوری دزدان» که در فضای فانتزی و در ژانر علمی- تخیلی روایت می‌شود، نخستین‌بار درسال 2013 منتشر شده است.

در توضیحی بر این کتاب می‌خوانیم: «وقتی چیزی که قرار است بزرگ‌ترین سرقت تمام دوران کاری‌شان باشد در نهایت به شکست مفتضحانه می‌انجامد، لاک و دوست باوفایش ژان، به سختی جانشان را برمی‌دارند و می‌گریزند. یا حداقل ژان می‌گریزد. ولی لاک، به خاطر زهر مرگباری که هیچ پزشک و کیمیاگری توان درمانش را ندارد کم‌کم تحلیل می‌رود. درست هنگامی که پایان کارش نزدیک است، جادوگری اسرار‌آمیز به لاک پیشنهاد فرصتی می‌دهد که می‌تواند با جانش را نجات دهد یا کارش را به یک‌باره و برای همیشه تمام کند. انتخابات سیاسی جادوگران در پیش است و اقلیت‌ها نیاز به یک مهره دارند. اگر لاک بپذیرد که نقشش را در بازی ایفا کند، از جادو برای بیرون کشیدن زهر از بدنش استفاده خواهد شد، هرچند این فرایند چنان طاقت فرساست که شاید او در حین آرزوی مرگ کند. لاک مخالف است، ولی دو عامل اراده‌اش را خرد می‌کند: های ژان و اشاره جادوگر به زنی از گذشته لاک، سابیتا.»

اسکات لینچ؛ نویسنده فانتزی‌نویس آمریکایی، متولد دوم آوریل سال 1978 است. او نویسنده سری رمان‌های جنتلمن باستر است.

کتاب‌های «روبات کامل»، «آسیموف در آغاز»، «قهرمانان»، «حماسه هرچی»، «لویاتان»، «دریاهای سرخ زیر آسمان سرخ»، «طعم سرد انتقام»، «واپسین نبرد پادشاهی»، «تیغ شمشیر»، «ریگی در آسمان» و «دروغ‌های لاک لامورا» از جمله آثار سعید سیمرغ در حوزه ترجمه به شمار می‌آید.

کتاب «جمهوری دزدان» نوشته اسکات لینچ، در 824 صفحه، به قبمت 235 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه سعید سیمرغ، از سوی انتشارات کتابسرای تندیس به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...