رمان «سکوت آب» [Water sleeps] به‌عنوان هشتمین جلد از مجموعه فانتزی و حماسی «گروهان سیاه» نوشته گلن کوک [Glen Cook] توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

سکوت آب [Water sleeps] گلن چارلز کوک

به گزارش خبرنگار مهر،  «گروهان سیاه»، «سایه‌های ابدی»، «رز سپید»، «کتاب چهارم: بخش اول سر نیزه نقره‌ای»، «کتاب چهارم : بخش دوم بازی‌های‌ سایه»، «رویاهای پولادین»، «فصل حزن» و «او تاریکی است» عناوین کتاب‌های اول تا هفتم این‌مجموعه هستند. مجموعه «گروهان سیاه» دربرگیرنده ۹ کتاب است که می‌توان آن‌ها را در ۳ فصل اصلی تقسیم‌بندی کرد: کتاب‌های شمال، کتاب‌های جنوب و سنگ درخشان.

گلن چارلز کوک نویسنده فانتزی‌نویس آمریکایی متولد سال ۱۹۴۴ است که به‌خاطر نوشتن مجموعه‌کتاب‌های فانتزی مانند «گروهان سیاه» شناخته می‌شود. کتاب‌های «گروهان سیاه» تلفیقی از فانتزی سیاه و فانتزی حماسی را در بر می‌گیرند. داستان‌های مجموعه مذکور درباره گروهی از سربازان نخبه و مزدور به نام گروهان سیاه است.

در «سکوت آب» به‌عنوان هشتمین کتاب این‌مجموعه، بازماندگان گروهان سیاه دوباره در تاگلیوس جمع شده و مصمم هستند هم‌قطاران جنگجویشان را که زیر دشت درخشان زنده‌زنده مدفون شده‌اند، آزاد کنند. آن‌ها با شرایطی سخت سفر می‌کنند و همزمان با رسیدن‌شان به مقصد، با نابودی جادویی‌ مواجه می‌شوند که در آن استخوان‌های دنیا آشکار می‌شود و پرده از تاریخ گروهان فرو می‌ریزد و دنیاهایی جدید آشکار می‌شود و دنیاهایی از دست می‌رود... همگی این‌ها هم به بهایی گزاف رخ می‌دهند.

این‌کتاب با ۶۶۴ صفحه و قیمت ۹۹ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...