رمان «دهقانان» [Les paysans] نوشته اونوره دو بالزاک با ترجمه هژبر سنجرخانی توسط نشر نگاه به چاپ دوم رسید.

دهقانان [Les paysans] اونوره دو بالزاک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، بالزاک را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب رئالیسم اجتماعی ادبی می‌دانند. او بر مجموعه آثار خود که مشتمل بر حدود ۹۰ رمان و داستان کوتاه است، نام «کمدی انسانی» را گذاشت و هدفش این بود تمام مسائل اجتماعی و جنبه‌های رفتاری جامعه فرانسه قرن نوزدهم را در این‌مجموعه تصویر کند. او در پی آن بود که عناوین مجموعه مذکور را به ۱۴۳ جلد برساند اما پرونده کمدی انسانی با مرگ بالزاک، با ۸۰ اثر بسته شد. این‌نویسنده، یکی از پرکارترین مولفان دنیاست.

رمان «دهقانان» هم مانند دیگر آثار بالزاک، جامعه فرانسه قرن نوزدهم را تصویر می‌کند که این‌بار بالزاک سراغ جامعه دهقانی رفته و تقابل آن را با طبقه بورژوا تصویر کرده است.

چاپ دوم ترجمه فارسی این‌کتاب با ۵۳۵ صفحه و قیمت ۸۸ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...