رمان «افعی‌های آتش» [افاعی‌النار: حکایته‌العاشق علی بن محمودالقصاد] اثر جلال برجس [Jalal Barjas] نویسنده اردنی با ترجمه کریم اسدی اصل توسط انتشارات مروارید منتشر و روانه بازار شد.

افعی‌های آتش» [افاعی‌النار: حکایته‌العاشق علی بن محمودالقصاد] اثر جلال برجس [Jalal Barjas]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، برجس در رمان «افعی‌های آتش»، به مسائلی نظیر تروریسم و افراط‌گرایی که همچنان انسانیت را تهدید می‌کنند، می‌پردازد.

نویسنده کتاب این موضوع‌ها را در قالب داستان معلمی شرح می‌دهد که در پی عشقی نافرجام به شاگرد خود، از اردن به فرانسه فرار می‌کند و آنجا با ادامه تحصیلات به استادی فلسفه در دانشگاه سوربن می‌رسد و کتابی می‌نویسد که به خاطر این کتاب با سرنوشتی فاجعه‌بار به وسیله گروه‌های تندرو در فرانسه مواجه می‌شود.

افعی‌های آتش داستان فردی فرهیخته و تحصیلکرده است که مانند بسیاری از فرهیختگان همقطارش از تندروی‌های اجتماعی و دینی و تاثیرشان بر جامعه رنج برده است. فرهیخته‌ای عاشق که در آتش عشق خود می‌سوزد؛ عشق «علی بن محمود القصاد» به «بارعه» دختر بیابان‌نشین. دختری که به همراه خانواده‌اش به شهر کوچ کرده بود. این دختر تلاش کرده بود که آزادی‌اش را در جامعه‌ای به دست بیاورد که حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می‌کند. این رمان همچنین به مساله خرافات و تاثیر آن‌ها بر جامعه می‌پردازد.

این رمان در دو خط موازی با هم پیش می‌رود که یکی از آن‌ها رمان‌نویسی است که متن رمان خود را از دست داده است و در جستجوی آن است و دومی داستان علی بن محمود القصاد استاد فلسفه عاشق است.

افعی‌های آتش در سال ۲۰۱۵ معروف‌ترین جایزه ادبی قطر یعنی «کتارا» را دریافت کرد. این رمان تاکنون در جهان عرب به چاپ‌های متعدد رسیده و به زبان‌های مختلف از جمله انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی ترجمه شده است.

افعی‌های آتش دومین رمان جلال برجس است که در ایران به فارسی ترجمه و منتشر می‌شود. پیش از این رمان «دفترچه‌های کتاب فروش» که برنده جایزه ادبی مشهور «بوکر عربی» در سال ۲۰۲۱ شده بود، با ترجمه کریم اسدی اصل توسط انتشارات مروارید روانه بازار شده بود.

رمان افعی‌های آتش در ۲۱۰ صفحه و قیمت ۱۳۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...