ترجمه نگار درویش از رمان «درس‌های خانم شیمی‌دان» [Lessons in Chemistry] اثر بانی گارمس [Bonnie Garmus]  توسط انتشارات لگا راهی بازار نشر شد.

درس‌های خانم شیمی‌دان» [Lessons in Chemistry] اثر بانی گارمس [Bonnie Garmus]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، درس‌های خانم شیمی‌دان» با ماجرایی جذابِ برخاسته از اوایل دهه ۱۹۶۰ در کالیفرنیا که روایت صدای منحصربه‌فرد الیزابت زات است؛ دانشمندی که با تبدیل‌شدن به ستاره برنامه‌ای تلویزیونی آشپزی محبوب، از مسیر اصلیِ حرفه‌ای خود دور می‌شود.

الیزابت زات اولین کسی است که به این نکته اشاره می‌کند که چیزی به‌نام «زنی معمولی» وجود ندارد. اما اوایل دهه ۱۹۶۰ است و تیم کاملاَ مردانه او در مؤسسه تحقیقاتی هستینگز دیدگاهی کاملاً غیرعلمی نسبت به برابری دارند، به‌جزء یک‌نفر؛ کالوین ایوانر، دانشمند بی‌کس، باهوش، نامزد جایزه نوبل و بد کینه که دلباخته الیزابت، به ویژه ذهن و طرز اندیشۀ او می‌شود.

با این حال، مانند علم، زندگی نیز غیرقابل‌ پیش‌بینی است. از همین‌روست که چند سال بعد، الیزابت زات ناخواسته خود را در موقعیت‌های خاصی می‌یابد؛ مادری مجرد و ستارۀ محبوب‌ترین برنامۀ تلویزیونی آشپزی آمریکا؛ شام رأس شش.

رویکرد غیرمعمول الیزابت نسبت به آشپزی در رمان درس‌های خانم شیمی‌دان (یک قاشق غذاخوری استیک اسید را با مقداری سدیم کلرید ترکیب کنید.) انقلابی به‌پا می‌کند. روزبه‌روز به طرفدارن الیزابت افزوده می‌شود، اما همه هم از این موضوع راضی نیستند. چون همان‌طور که مدتی بعد مشخص می‌شود، الیزابت فقط به زنان آموزش آشپزی نمی‌دهد. بلکه به آنان جرئت می‌بخشد تا دست به تغییر وضعیتِ موجود بزنند.

درس‌های خانم شیمی‌دان جوایز بسیاری در فاصله کوتاهی بعد از انتشار به دست آورد و خیلی زود به چندین زبان دیگر ترجمه و منتشر شد. همچنین سریال درس‌های شیمی با بازی بری لارسون، استفانی کوئنینگ، آلیس هالزی، جاشوآ هوور و آدام بارتلی و به کارگردانی سارا آدینا اسمیت براساس این رمان ساخته شده است و هم اکنون در حال پخش است.

در بخشی از متن کتاب آمده است:

در سال ۱۹۶۱ وقتی که زنان پیراهن‌های کمرباریک می‌پوشیدند و به انجمن باغبانی می‌پیوستند و یک مشت بچه را در ماشین‌های بدون کمربند این‌ور و آن‌ور می‌بردند؛ بدون اینکه لحظه‌ای به زندگی و احوالشان فکر کنند؛ در زمانی که کسی حتی احتمال جنبش روشنفکری دهۀ شصتی که قرار بود از راه برسد را نمی‌داد، چه برسد به آنکه شرکت‌کنندگان آن تمام شصت سال بعدش را صرف وقایع‌نگاری و تحلیل آن بکنند؛ وقتی که جنگ‌های بزرگ تمام شده و جنگ‌های پنهان به‌تازگی شروع شده بود و مردم کم‌کم داشتند به چیزهای نو فکر می‌کردند و باور داشتند که همه‌چیز ممکن است؛ مادر سی‌سالۀ مَدلین زات هر روز صبح پیش از طلوع برمی‌خاست و فقط از یک چیز مطمئن بود: زندگی او به پایان رسیده. با وجود چنین اطمینانی، او راهی آزمایشگاه شد تا ناهار دخترش را آماده کند.

الیزابت زات که عطش فوق‌العاده‌ای برای یادگیری داشت، پیش از آنکه ظرف ناهار دخترش را در کیفش بگذارد، یادداشتی روی یک تکه کاغذ نوشت. سپس لحظه‌ای مکث کرد، مدادش را در هوا چرخاند، انگار که درمورد نوشته‌اش تجدیدنظر کرده باشد. در تکه کاغذ دیگری نوشت، وقت زنگ‌تفریح ورزش کن، اما عامدانه اجازه نده پسرها برنده بشن.

سپس دوباره مکث کرد، مدادش را روی میز کوبید. روی تکه کاغذ سوم نوشت: این خیال و تصور تو نیست، اکثر آدم‌ها مزخرف‌ان. دو کاغذ آخر را روی بستۀ ناهار قرار داد.»

رمان «درس‌های خانم شیمی‌دان» در لیست بهترین آثار 2022 قرار گرفته از جمله: منتخبِ گودریدز؛ کتاب سال نیویورک تایمز؛ واشنگتن پست و گاردین.

این‌کتاب با ۳۷۵ صفحه و با بهای ۲۹۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...