سندی از تاریخ پنهان خشونت | شهرآرا


یک مأمور سیا در گفت وگویی کنایه آمیز به یک رابط موساد می گوید: «اسرائیل خوش شانس است که پنجاه ویکمین ایالت آمریکا نشده، چون در این صورت تنها دو سناتور در سنا داشت؛ حال آن که اکنون شصت سناتور مدافع آن است.» این جمله طنزآلود، به روشنی نشان می دهد رژیم صهیونیستی چگونه از روابط گسترده و لابی های پرنفوذ خود در ساختار سیاسی ایالات متحده بهره می برد تا سیاست های تهاجمی و نظامی اش را توجیه و حمایت مالی ـ سیاسی دریافت کند.

خلاصه کتاب جاسوسان علیه آخرالزمان» [Spies against Armageddon: inside Israel's secret wars

کتاب «جاسوسان علیه آخرالزمان» [Spies against Armageddon: inside Israel's secret wars] از نویسندگان نام آشنای در رژیم اشغالگر قدس، دان راویو و یوسی مِلمن [Dan Raviv, Yossi Melman]، پرده از دهه ها عملیات پنهان، خراب کارانه، تروریستی و جاسوسی موساد در سراسر جهان برمی دارد.

این کتاب، نه تنها گزارشی از مأموریت های مخفی یک سرویس اطلاعاتی، بلکه سندی از تاریخ پنهان خشونت، ترور و قانون گریزی رژیمی است که موجودیت خود را تنها با تهدید، ترور، جنگ های نیابتی و حمایت خارجی تثبیت کرده است.از ترور فؤاد مغنیه برای پیدا کردن و به شهادت رساندن عماد مغنیه، تا داستان دزدیدن جنگنده میگ ۲۱ از عراق، از خراب کاری در تأسیسات هسته ای ایران با ویروس استاکس نت تا تلاش برای بدنام کردن محمد البرادعی، هر صفحه این کتاب، نشانگر آن است که رژیم صهیونیستی چگونه در پسِ نقاب امنیت ملی، ترور و تجاوز را به یک سیاست دائمی بدل کرده است.در این کتاب، «کیدون» به عنوان یگان ترور موساد، آشکارا معرفی می شود؛ واحدی که مأموریت آن قتل، ترور، مسموم سازی و حذف فیزیکی مخالفان است.

از انفجار سفارت رژیم صهیونستی و مرکز آمیا در بوئنوس آیرس، تا ماجرای مسموم کردن خالد مشعل و یاسر عرفات، رد پای موساد در این عملیات ها به وضوح دیده می شود.نویسندگان کتاب کوشیده اند با لحنی گزارش گونه و گاه افتخارآمیز، فعالیت های موساد را روایت کنند؛ اما خواننده ای که دغدغه حقوق بشر، قانون و صلح در منطقه دارد، با خواندن همین روایت ها درمی یابد چگونه رژیم صهیونیستی برای بقای خود، از هیچ ابزار غیرقانونی و غیراخلاقی فروگذار نمی کند.نکته تأمل برانگیز آن است که رژیم صهیونیستی با اتکا به جمعیتی کوچک، اما منابع اطلاعاتی و بهره گیری از مهاجران چندزبانه، توانسته است ساختاری امنیتی بسازد که در پیشبرد اهداف تهاجمی اش در منطقه از آن ها استفاده کند. رژیم صهیونستی اولین دولت بود که از پهپاد برای ترور استفاده کرد، پیشتاز خراب کاری سایبری شد و حتی در صحنه بین المللی، تحلیلگرانش را با تسلط بر زبان ها و فرهنگ های منطقه، به ابزارهای نفوذ بدل ساخت.

در همین کتاب می خوانیم که موساد، سال ها پیش از ظهور داعش، مفهوم «گرگ تنها» را درک کرده و از آن به عنوان تهدیدی مستقل یاد کرده بود. اما نکته اینجاست که خود رژیم صهیونیستی ، با سیاست های تجاوزکارانه اش، بستر شکل گیری خشونت در منطقه را فراهم کرده است.جاسوسان علیه آخرالزمان، به رغم هدف نویسندگانش که گویی قصد دارند چهره ای کارآمد و پیشتاز از موساد نشان دهند، در واقع ناخواسته به یکی از کامل ترین اسناد افشاگر درباره سیاست های آشکار و پنهان دولت رژیم صهیونیستی در دهه های اخیر تبدیل شده است؛ دولتی که امنیت خود را بر ناامنی دیگران بنا کرده و موجودیت خود را در گرو بی ثبات سازی خاورمیانه می داند.از تلاش نافرجام برای ترور صدام حسین نیز در کتاب سخن رفته است: شبیه سازی عملیات ترور صدام به انفجار موشکی انجامید که به صورت تمرینی طراحی شده بود، اما منجر به کشته شدن پنج کماندوی اسرائیلی شد.

موساد، با نوآوری های تکنولوژیک، استفاده زودهنگام از کامپیوتر، بهره گیری از هواپیماهای بدون سرنشین برای ترور، و پیشتازی در جنگ های سایبری، به یکی از حرفه ای ترین سازمان های اطلاعاتی دنیا تبدیل شده است. تحلیلگران موساد، کشورهای منطقه را به خوبی می شناسند و بسیاری از نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی ، به دلیل تبار مهاجران یهودی، به زبان های مختلف مسلط اند؛ عاملی که نفوذ به این ساختار بسته را برای دشمنان دشوار کرده است.

«جاسوسان علیه آخرالزّمان» با ترجمه مرتضی میرمطهری توسط انتشارات اطلاعات منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...