راه‌حلی نوین برای زیست اخلاقی | اعتماد


شاید در نظر اول بدبینانه به نظر برسد اگر دنیای مدرن را عصر فاجعه بدانیم؛ با این حال تنها یک شاهد مثال می‌تواند نمونه‌ای از دنیایی باشد که پدران فکری‌اش از قرن هجدهم امید به برقراری سروری خرد و آزاد شدن انسان‌ها از بندهای کهن را داشتند: چیزی میان 50 تا 70 میلیون کشته تنها در جنگ جهانی دوم. آدورنو و هورکهایمر بر ویرانه‌های همین جهان شروع کتاب درخشان خود دیالکتیک روشنگری را این‌گونه آغاز کردند: «روشنگری همواره ادعای سروری خرد را داشت؛ با این حال جهان که که اکنون به تمامی روشن شده است از درخشش ظفرمند فاجعه تابناک است.»

خلاصه کتاب معرفی دیگر دوستی موثر» [The most good you can do: how effective altruism is changing ideas about living ethically]  پیتر سینگر [Peter Singer]

امروز زمان زیادی از جنگ دوم می‌گذرد؛ با این حال فقر فراگیر در جهان، انواع جنگ‌ها، نژادپرستی، بحران محیط‌زیست و بسیاری نشانه‌های دیگر خبر از نابرابری و بحران‌های حل ناشدنی در زمانه حاضر می‌دهند. از مهم‌ترین ویژگی‌های دنیای ما بحران اخلاقی و فردگرایی شدید است. در این یادداشت نگاهی به مفهوم و جنبش دیگر دوستی موثر خواهیم انداخت که یکی از راه‌های نوین حل پدیده بحران اخلاقی در زمانه ماست.

دیگر دوستی موثر
«دیگر دوستی موثر» [The most good you can do: how effective altruism is changing ideas about living ethically] روشی برای زیست اخلاقی است که پیتر سینگر [Peter Singer] فیلسوف اخلاق اهل استرالیا آن را راهی برای زندگی بهتر برای مردم جهان می‌داند؛ از نظر سینگر دیگر دوستی تنها یک مدل خاص رفتاری را پیشنهاد نمی‌کند، بلکه بر روش‌های متکثری بنا شده که جهانی با رنج کمتر و شادکامی بیشتر را به ارمغان می‌آورد. قواعد اخلاقی مبتنی بر نفی اعمال منفی همچون قتل نکردن، دزدی نکردن و... کافی نیست؛ باید راهی پیدا کرد تا زندگی بهتری برای دیگران ‌سازیم. سینگر استفاده از انواع خیریه‌های مطرح جهان که اغلب ثروتمندان از روی واکنش‌های هیجانی و ترحم‌آمیز دست به کمک به آنها را می‌زنند، موثر نمی‌داند. دیگر دوستی موثر در مقابل خودپرستی قرار می‌گیرد با این حال بر ایده‌ای استوار است که طبق آن با رساندن خیر به دیگران خودمان نیز به تعالی می‌رسیم. این دیدگاه براساسِ نوعی پراگماتیسم استوار است که به وسیله رفتاری عقلانی بیشترین خیر و کمترین شر را به دیگران برسانیم.

روش‌های دیگر دوستی
یکی از راه‌های رسیدن به این هدف درآمدزایی بیشتر برای داشتن پشتوانه برای رساندن خیر به دیگران است. روش دیگر انجام پذیرفتن کاری برای به حداقل رساندن شر است. سینگر مثال فردی واقعی به نام جورج را می‌زند که مخالف سرسخت گسترش سلاح‌های شیمیایی است؛ با این حال به خاطر تحصیلاتش پیشنهاد کار در آزمایشگاهی برای ساخت سلاح شیمیایی به وی می‌شود؛ جورج در نظر به این مساله فکر می‌کند که اگر شخص دیگری به جای او پیشنهاد را قبول کند، راه برای ساخت سلاح‌های بیشتری باز می‌شود. پس پیشنهاد را با این بنیاد اخلاقی که فعالیتش سبب عدم پیشرفت ساخت سلاح‌های شیمیایی می‌شود، می‌پذیرد. مثال بعدی از دیگر دوستی موثر بخشیدن بخشی از خود است. براساس پژوهش‌های سینگر کسانی که اقدام به اهدای عضو برای نیازمندان می‌کنند -برای مثال کلیه خود را اهدا می‌کنند- نه تنها دست به عملی اخلاقی می‌زنند بلکه خود نیز در طول زندگی احساس بهتری از خودشان پیدا می‌کنند. با اینکه نقش خیریه‌های پیشرو در تفکر سینگر نقش مهمی دارد اما روش‌های پیشنهادی او بیشتر متمرکز بر راه‌هایی به دور از انجام عمل اخلاقی در قالب فعالیت‌های دولتی و سرمایه‌دارانِ خودپرست است. او مثال‌هایی از نقش‌هایی می‌زند که دیگر دوست موثر می‌تواند برعهده بگیرد.

فعال اجتماعی: یک فعال اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز مذاکره برای کسب راه‌هایی برای کسب درآمد و کمک به سمن‌ها و خیریه‌ها باشد. پژوهشگر: پژوهشگر می‌تواند با تمرکز روی هدف‌ها، مداخله‌ها، سازمان‌ها، سیاست‌ها و روش‌های دیگر به تعیین اولویت‌ها و روش‌هایی برای رساندن خیر بیشتر بر گروه‌های هدف کمک کند. تاسیس انواع نهاد: تاسیس انواع نهادهایی مستقل که می‌توانند با تامین منابع مالی به کشورهای در حال توسعه و فقیر کمک می‌کنند دیگر راه‌حل دیگر دوستی است.

نتیجه: زیستن اخلاقی
در جهانی زندگی می‌کنیم که بشریت در خطر جنگ هسته‌ای، بیماری‌های فراگیر همچون کرونا، بیوتروریسم، گرمایش جهانی، حاکمیت‌های توتالیتر، خطر نانوتکنولوژیک یا گسترش روبات‌های کوچک و سوءاستفاده از هوش مصنوعی قرار دارد. پس از انتشار کتاب زندگی‌ای که می‌توانید نجات دهید در سال 2009، بسیاری از افراد در دنیا به سمت ایده پیتر سینگر یعنی دیگر دوستی موثر حرکت کرده‌اند. سینگر از افرادی صحبت می‌کند که در اطراف دنیا، از طبقات مختلف اقتصادی دست به دیگر دوستی می‌زنند. افرادی از طبقه متوسط که به جای لذت کوتاه‌مدت از مصرف‌گرا بودن و تنوع‌طلبی در جهت مصرف، بخشی از پول خود را صرف دیگر دوستی کرده‌اند تا جایی که سینگر صحبت از «جنبش دیگر دوستی» می‌کند. جنبشی که هدفش انجام «بیشترین خیر ممکن» برای همگان است. همچنین «دیگر دوستی» می‌تواند به نوعی «سبک زندگی» تبدیل شود؛ در مقابل سبک زندگی‌های مصرف‌گرا. «سبک زندگی» اخلاق‌مداری که مبتنی به بیشترین کار نیکی است که می‌توانیم انجام دهیم.

کتاب دیگر دوستی موثر توسط آرمین نیاکان و با مقدمه مصطفی ملکیان و محمدرضا جلایی‌پور توسط نشر نی به چاپ رسیده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...