رمان عاشقانه برنارد مالامود [Bernard Malamud] این بار تحت عنوان «فروشنده» [The Assis‌tant‬] ترجمه و منتشر شد.

برنارد مالامود [Bernard Malamud] دستیار وردست فروشنده» [The Assis‌tant‬]

به گزارش کتاب نیوز، رمان «فروشنده» با ترجمه محمد کریمی از سوی نشر شب خیز به چاپ رسید.

برنارد مالامود (۱۹۱۴-۱۹۸۶) نویسنده آمریکایی است که ۸ رمان و ۶۵ داستان کوتاه از او به جای مانده است. او در کنار سال بلو، نورمن میلر، پل آستر و فیلیپ راث به عنوان یکی از مهم‌ترین نویسندگان آمریکایی-یهودی معرفی شده است. مالامود در 1967 برای رمان «کارچاق‌کن» به جایزه پولیتزر دست یافت. او همچنین مدال طلایی برای یک عمر دستاورد هنری _ از سوی آکادمی ملی هنر و ادبیات آمریکا _ را دریافت کرده است.

ناشر در معرفی این اثر او نوشته است:

 رمان «فروشنده» در سال ۱۹۵۸ جایزه‌ی کتاب سال یهودی آمریکا را دریافت کرده است. این رمان درباره‌ی مغازه‌دار یهودی‌ای است که می‌خواهد زندگی خود و خانواده‌اش را در وضعیت بهتری قرار دهد. در ابتدای داستان دو دزد (فرانک و دوستش) به مغازه‌ی او دستبرد می‌زنند. وقتی فرانک با دختر فروشنده‌ روبرو می‌شود همه‌چیز به یکباره تغییر می‌کند. رفتار فرانک نسبت به خانواده‌ی مغازه‌دار ضد و نقیض است: او از یک طرف عاشق دختر مغازه‌دار می‌شود و از طرف دیگر از مغازه دزدی می‌کند. عشق فرانک به هلن به دوراهی پر پیچ وخمی منجر می‌شود که در نهایت …

این رمان نخستین بار با عنوان «فروشنده» با ت‍رج‍م‍ه‌ ش‍ه‍ری‍ار ب‍ه‍ت‍ری‍ن‌ و توسط انتشارات روزن‍ه‌ ک‍ار در سال ۱۳۷۸ منتشر شده است. پس از آن یک بار با ترجمه محمدرضا قنبری با عنوان «دستیار» و بار دیگر با ترجمه مجتبی ویسی و به اسم «وردست» منتشر شده است.

«فروشنده» اثر برنارد مالامود را نشر شب خیز در 223 صفحه رقعی و با قیمت 44 هزارتومان به بازار کتاب ارائه کرده است.
 

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...