کتاب «پیشگویی فرعون» [نبوءة فرعون] نوشته میسلون هادی [Maysalun Hadi] برنده‌ی جایزه ادبیِ «بوکر» با ترجمه مریم رحمتی و عزیز قادری از سوی انتشارات یار دانش منتشر شد.

پیشگویی فرعون» [نبوءة فرعون میسلون هادی [Maysalun Hadi]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «پیشگویی فرعون» درباره ماجراهای خانواده‌ای عراقی در بحبوحه‌ی حوادث حمله‌ی آمریکا به عراق (۲۰۰۳ میلادی) است.

رمان «پیشگویی فرعون» اثر نویسنده نامدار جهان عرب، خانم میسلون هادی برنده‌ی جایزه ادبیِ «بوکر» در سال ۲۰۱۸ است. این رمان با ۵ فصل و ۳۰ بخش توسط مریم رحمتی و عزیز قادری ترجمه و از سوی انتشارات یار دانش منتشر شده است.

روایت ترجمه شده، از جمله داستان‌های مشهور او در زمینة ادبیّات جنگ و مقاومت است. خانم هادی با قلم توانا و حیرت‌انگیزش در این داستان توانسته است ضمن نمایش تصویری غم‌آلود از حملات آمریکا علیه عراق در طی سال‌های (۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳. میلادی)، پرده‌ای بسیار زیبا و کم‌نظیر را از آمیزش تضادها برای مخاطبین آن به منصه‌ی نمایش بگذارد: «تولد و مرگ»، «بیم و امید»، «نفرت و عشق و دلداگی» «تراژدی و کمدی»، «باران و خشکسالی»، «تاریکی و نور»، «خرافه و حقیقت»، «سنت‌گرایی و مدرنیته»، «جنگ و صلح»، «ویرانی و آبادانی»، «شادی و شیون» و...

سحر کلماتِ این اثر ماندگار، چنان در روح خواننده اثر می‌گذارد که انگار در جای جای صحنه‌های آن، حاضر و با چشمان خویش آنها را می‌بینی. تا جایی که با تولد «یحیی» غنچه‌ی لبخند بر وری لبانت نقش بسته و یا در اثر گرد و غبار متراکم ناشی از بمباران هواپیماها، در حیاط خانه‌ی بلقیس به سرفه می‌افتی و نفس کشیدن برائت سخت خواهد بود … در عشق دخترک ساده‌ی عاشق، دلت به تپش می‌افتد و از لابلای پنجره‌ی باز اتوبوس «خط»، رقص گیسوانش را در میان دست‌های باد نظاره‌گر خواهی بود…در سوگ مرگ عزیزان، زانوی غم به بغل می‌گیری… اصلاً انگار دارد تو و جامعه‌ات را که از آن غافل بوده‌ای به تصویر می‌کشاند...

این کتاب در ۲۰۹ صفحه، با قیمت ۷۵۰۰۰ هزار تومان، توسط انتشارات یار دانش روانه‌ی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...