ایفلا جایزه کتابخانه سال 2021 را به کتابخانه دایچمن بیوریکای نروژ اعطا کرد... در 6 طبقه و با زیربنایی بالغ بر 13 هزار متر... برای نگهداری و ارائه‌ی بیش از 450 هزار جلد کتاب... بخش روزنامه و مجلات، یک سالن سینما، کافه رستوران و بخش ویژه کودکان... یک بنای بی‌اندازه چشمگیر و باشکوه که می‌تواند الگوی آینده معماری کتابخانه‌ها باشد

کتابخانه عمومی دایچمن بیوریکا [deichman bjørvika oslo public library] واقع در اسلوی نروژ به عنوان بهترین کتابخانه جهان در سال 2021 معرفی شد.

زیباترین کتابخانه جهان دایچمن بیوریکا [deichman bjørvika oslo public library] معماری

به گزارش کتاب نیوز، ایفلا جایزه کتابخانه سال 2021 را به کتابخانه دایچمن بیوریکا اعطا کرد.

زیباترین کتابخانه جهان دایچمن بیوریکا [deichman bjørvika oslo public library]

این کتابخانه در 6 طبقه و با زیربنایی بالغ بر 13 هزار متر، برای نگهداری و ارائه‌ی بیش از 450 هزار جلد کتاب طراحی شده است.

زیباترین کتابخانه جهان دایچمن بیوریکا [deichman bjørvika oslo public library]

یک سالن سینما با گنجایش 200 نفر در طبقه منفی یک و یک کافه رستوران در کنار بخش روزنامه و مجلات در طبقه همکف و بخش ویژه کودکان در این کتابخانه طراحی و اجرا شده است.

زیباترین کتابخانه جهان دایچمن بیوریکا [deichman bjørvika oslo public library]

جاکوب لارکس، یکی از اعضای هیئت داوران درباره معماری این ساختمان گفت: «یک بنای بی‌اندازه چشمگیر و باشکوه که می‌تواند الگوی آینده معماری کتابخانه‌ها باشد.»

زیباترین کتابخانه جهان دایچمن بیوریکا [deichman bjørvika oslo public library]

سال گذشته کتابخانه اودی در شهر هلسینکی فنلاند به‌عنوان بهترین کتابخانه جهان از سوی فدراسیون بین‌المللی انجمن‌ها و موسسات کتابداری (IFLA) معرفی شد.

زیباترین کتابخانه جهان دایچمن بیوریکا [deichman bjørvika oslo public library]

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...