اسامی کاندیدای بخش‌های مختلف کتاب سال "گالکسی" انگلیس اعلام شد. 
 
در میان این اسامی که در بخش‌های مختلف مسابقه اعلام شده "دوریس لسینگ" برای رمان «شکاف» و "
خالد حسینی" برای رمان «هزار خورشید تابان» در بخش رمان حضور دارند.

به گزارش فارس به نقل از گاردین در بخش بهترین نویسنده سال از نظر خوانندگان افرادی چون "کیماماندا ادیشی"،"خالد حسینی"،" دوریس لسینگ"،" لن مک اوان" و "دیوید پیس"حضور دارند.

* بهترین زندگینامه‌
1_ «سال بلر» نوشته آلستر کمپ بل
2_ «روی لبه تیز» نوشته ریچارد هموند
3_ «ریختن لوبیاها» نوشته کلارسیا دیکنسون رایت

* بهترین تریلر جنایی
1_ «بدشانس» نوشته لی چیلد
2_ «کتاب مرده» نوشته پاتریسیا کورن ون
3_ «خالکوبی مهلک» نوشته وال لک درصید

* بهترین کتاب داستانی عام
1_ «رسوایی محض» نوشته پنی وینسنزی
2_ «روح» نوشه روبرت هریس
3_ «خانه‌ای در دیورکون» نوشته کیت مورتون
4_ «هزار خورشید تابان» نوشته
خالد حسینی

* بهترین کتاب غیرداستانی عام
1_ «اکنون مرا متوقف نکن» نوشته جرمی کلارکسون
2_ «قصه بریتانیای مدرن» نوشته اندرو مار
3_ «مکان‌های وحشی» نوشته روبرت مک فارلین

* کتاب سال کودک
1_ «متولد شدن برای دویدن» نوشته مایکل مورپورگو
2_ «آن پنگوئن من نیست» نوشته فیونا وات
3_ «بوسه» نوشته ژاکولین ویلسون
گفتنی است که برگزیدگان این جشنواره ادبی طی مراسمی در روز 9 آوریل اعلام و تقدیر می‌شوند. 

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...