چهارمین دوره جایزه ادبی الوند با معرفی برگزیدگانش به کار خود پایان داد.

رضا شالبافان  «عیلام بعد از حمله آشور بانی‌پال»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این دوره از جایزه در حوزه شعر (تندیس کتاب سال الوند و تندیس الوند به انتخاب انجمن علمی نقد ادبی ایران) با معرفی راضیه موسوی برای مجموعه شعر «تشنه‌ای و کویر در خانه است» و رضا شالبافان برای مجموعه شعر «عیلام بعد از حمله آشور بانی‌پال» به کار خود پایان داد.

دبیرخانه جایزه ادبی الوند در بخش کتاب سال، با بررسی نهایی چهار مجموعه شعر، «آمبرولا خواهر گل‌های جهان» از نرگس برهمند، «تشنه‌ای و کویر در خانه است» از راضیه موسوی، «شیهه» سروده میثم متاجی و «لب کوک» اثر آرزو سبزوار قهفرخی، مجموعه شعر راضیه موسوی را شایسته دریافت تندیس و لوح تقدیر بخش کتاب سال الوند دانست.

در بخش تندیس الوند، از میان نامزدهای دریافت تندیس که عبارت بودند از: رضا شالبافان برای مجموعه شعر «عیلام بعد از حمله آشور بانی‌پال»، قربان ولیئی برای مجموعه شعر «فقط تویی که منم» و آرزو سبزوار قهفرخی برای مجموعه شعر «لب کوک»؛ انجمن علمی نقد ادبی ایران کتاب «عیلام بعد از حمله آشور بانی‌پال» سروده رضا شالبافان را به عنوان کتاب برگزیده انتخاب و معرفی کرد.

داوران این دوره از جایزه ادبی الوند در بخش «انجمن علمی نقد ادبی ایران» و بخش «کتاب سال» به ترتیب حروف الفبا عبارت بودند از: عیسی امن‌خانی، نرگس باقری، علیرضا بهرامی، زهیر توکلی، سینا جهاندیده، ابراهیم خدایار، سیدمهدی طباطبایی، سیدعلی قاسم‌زاده و حسن گوهرپور.

چهارمین دوره جایزه کتاب سال الوند برای این دوره هم آیین پایانی به صورت حضوری نخواهد داشت.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...