کتاب‌های برگزیده عمان در یازدهمین دوره جشنواره نوآوری فرهنگی انتخاب شدند. در مراسم اختتامیه این جشنواره نمایندگانی از رایزنی فرهنگی ایران در عمان نیز حضور داشتند.

 به گزارش مهر، مراسم اعلام برندگان یازدهمین دوره جایزه نوآوری فرهنگی عمان با حضور وزرای کشور و اطلاع رسانی و ادبا و نویسندگان عمانی روز یک شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸ در انجمن نویسندگان عمان برگزار شد. در این مراسم که سیدعلی موسوی زاده رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در سلطنت عمان نیز حضور داشت، انجمن نویسندگان عمان نفرات برتر در زمینه دستاورد فرهنگی و شش کتاب برتر در حوزه‌ شعر، داستان کوتاه، رمان، مطالعات انتقادی، مطالعات اندیشه‌ای و مرکز برتر در حوزه حفظ نسخ خطی در کشور عمان را معرفی کردند.

بر این اساس، دیوان «القبعه» (کلاه) به نویسندگی حمود بن وهقه به عنوان برترین اثر عمانی در سال ۲۰۱۹ میلادی، «ظل هیرمافرودیتس» (سایه هرمافرودیتس) از بدریه البدریه به عنوان برترین اثر داستانی، «السکراب» (دستمالی) از سلیمان المجینی به عنوان اثر تشویقی داستانی، «احلام معلقه علی جسر وادی عدی» به عنوان بهترین داستان کوتاه، «بیگانگی در شعر فمینیستی خلیج فارس» نوشته سعیده بنت خاطر الفارسیه به عنوان بهترین اثر مطالعات انتقادی، «زبان آفرینش پدیده حیاتی و نگاه انسان به آن» نوشته عبدالله بن سعید المعمری به عنوان بهترین اثر پژوهشی معرفی شدند.

همچنین کمیته داوران جایزه تشویقی این دوره را به بدر العبری برای نگارش کتاب «اضاءه قلم» (قلم روشنایی) و جایزه برترین کتاب در زمینه پژوهش کتب خطی را به فهد بن عامر السعیدی برای کتاب «تنویر العقول فی علم الاصول» اهدا کرد.

این انجمن در راستای حفظ و صیانت از میراث فرهنگی و ترویج فرهنگ کتابخوانی، از کتابخانه شیخ محسن بن زهران العبری در ایالت الحمراء و به پاس تلاش‌های ادبی و شعری از محمد بن حمد المسروری شاعر و ادیب عمانی قدردانی کرد. انجمن نویسندگان عمان که یک نهاد صنفی و غیر دولتی است همزمان با تاسیسش از سال ۲۰۰۸ میلادی جایزه نوآوری فرهنگی در این کشور را با هدف حمایت از نویسندگان و ادبای این کشور راه اندازی کرده است.

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...