برگزیدگان هجدهمین دوره جایزه کتاب سال شعر ایران به انتخاب «خبرنگاران» معرفی شدند.

مهی در حال پاک کردن آینده» اثر صابر سعدی‌پور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، مراسم پایانی هجدهمین دوره جایزه کتاب سال شعر ایران به انتخاب «خبرنگاران» روز شنبه، ۳۰ تیرماه در کافه فلسفه برگزار شد.

در ابتدای این مراسم از «محمدعلی بهمنی» بابت بیش از ۷۰ سال انتشار شعر و بیش از نیم قرن انتشار کتاب شعر، حضور مؤثر در سیر تکوینی غزل و عرصۀ ترانه‌سرایی تجلیل شد.

سپس با تشکر از رسول سیمیا (آداب شقه شدن در خانه پدرم ذبیح)، سیده فاطمه موسوی (شرابسالگی) و نیما معماریان (خودآزادی)؛ کتاب «مهی در حال پاک کردن آینده» اثر صابر سعدی‌پور به عنوان کتاب‌سال شعر ایران به انتخاب خبرنگاران معرفی شد.

در بخش ویژه شاعران بدون کتاب نیز؛ از این نفرات به ترتیب تقدیر شد:

مقام اول: راضیه اسماعیلی از اصفهان
مقام دوم مشترک: مهدیه رشیدی از بابل، سولماز نعمتی از اردبیل و فارد قربانی از مشهد
مقام سوم: مجتبا هوشیار محبوب از کرج

در بخش جنبی پژوهش درباره شعر (با موضوع شعر زنان ایران)؛ مقاله پژوهشی «وجود و وجوب زنانگی در شعر» از سارا ناصر نصیر، شایسته سپاس شناخته شد و از کتاب پژوهشی «عصیان ریشه‌دار/ بررسی سبک‌شناسانه شعر معاصر زنان» از گلاله هنری تقدیر شد.

سعید اسلام زاده، علیرضا بهرامی، امیرشهاب رضویان، پوریا سوری، شهاب شهرزاد، عباس کریمی عباسی، حسن گوهرپور، محمد مفتاحی و سمانه نائینی هیات داوران هجدهمین دوره جایزه کتاب سال شعر ایران به انتخاب خبرنگاران هستند.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...