مجموعه 6 جلدی فرهنگ موضوعی آثار نظامی گنجوی در بیست و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به کوشش انتشارات الهدی ارایه می‌شود. این مجموعه در روزهای نمایشگاه رونمایی خواهد شد.

به گزارش ایبنا، انتشارات بین‌المللی الهدی برای سهولت دسترسی پژوهشگران و علاقه‌مندان به آثار
نظامی گنجوی و بهره‌گیری از اندیشه‌ها و آموزه‌های این شاعر پرآوازه قرن ششم هجری که در پی بنا نهادن مدینه فاضله در جامعه پر التهاب آن روزگاران بود، مجموعه 6 جلدی فرهنگ موضوعی آثار نظامی را چاپ و به بازارهای داخلی و خارجی ارایه کرد.

این مجموعه شامل پنج گنج نظامی یعنی لیلی و مجنون، خسرو شیرین، مخزن‌الاسرار، هفت پیکر و اسکندرنامه است. اسکندرنامه خود به دو مجلد شامل شرف‌نامه و اقبال‌نامه تقسیم شده است.

گردآورنده مجموعه تلاش کرده است ابتدا متن سروده‌های شاعر در هر مجلد را جمع‌آوری و پس از آن این سروده‌ها را به صورت موضوعی دسته‌بندی و مرتب کند تا علاقه‌مندان به این آثار بتوانند به راحتی با اندیشه‌های این شاعر در موضوع‌هایی همچون فتوت، جوانمردی، عافیت‌طلبی، تدبیر، تواضع، قناعت، شجاعت، شکر نعمت و... آشنا شوند.

پنج گنج یا خمسه بزرگ‌ترین اثر ادبی ایران در سده‌های میانه، سروده
نظامی گنجوی (535-599 هجری/1138-1202 میلادی) شاعر ایرانی است. این کتاب شامل پنج منظومه فارسی برگرفته از داستان‌های عامیانه و مشهور ایرانی است. نظامی گنجوی بزرگ‌ترین و نامدارترین سراینده منظومه‌های عاشقانه و شعر تمثیلی در زبان فارسی است.

منظومه‌های عاشقانه خمسه از مشهورترین، قدیمی‌ترین و لطیف‌ترین داستان‌های عاشقانه شرقی‌ است. شهرت داستان‌های لیلی و مجنون و خسرو شیرین برای مردم سرزمین‌های فارسی زبان قابل مقایسه با رومئو و ژولیت برای مردم اروپاست. سبک نظامی در داستان‌سرایی تحولی در شعر فارسی ایجاد کرد و راه تازه‌ای برای شعرای بعد ار خودش باز کرد که آن را مکتب «نظامی» نامیده‌اند.

بسیاری از شعرای نامدار زبان فارسی از آن پیروی و با الهام و تقلید از آن اشعار ماندگاری را خلق کردند، با وجود این پس از نظامی هیچ‌گاه هیچ شاعر فارسی زبانی نتوانست منظومه عاشقانه‌ای در سطح کار او خلق کند.

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...