عباس صفاری، شاعر و ترانه‌سرا امروز (سه‌شنبه، هفتم بهمن) در سن ۶۹ سالگی بعد از مدتی تحمل بیماری کرونا در بیمارستانی نزدیک محل زندگی‌اش در کالیفرنیای آمریکا درگذشت.

عباس صفاری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، اسدالله امرایی، مترجم و روزنامه نگار ساعاتی پیش در صفحه اینستاگرامش از درگذشت این شاعر خبر داد و نوشت: کرونا عباس صفاری ما را هم بلعید. تسلیت به ادبیات که ستاره درخشانی از ادب و آگاهی و تواضع را از دست داد. یادش همواره با ما می‌ماند.

شعرهای عباس صفاری تا کنون به چند زبان مختلف از جمله انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی و عربی ترجمه شده‌است. صفاری از شاعران تأثیرگذار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود که به با وجود دوری از ایران سهم به سزایی در تثبیت زبان ساده و محاوره‌ای در شعر سال‌های اخیر داشته‌است.

از کتاب‌های او می‌توان به دوربین قدیمی و اشعار دیگر، عاشقانه‌های مصر باستان (ترجمه)، کلاغنامه، کوچه فانوس‌ها (ترجمه)، خنده در برف و پشیمانم کن اشاره کرد.

او در سال ۱۳۹۴ موفق شد تندیس جایزه دهمین دوره کتاب سال خبرنگاران را از سوی گروهی از خبرنگاران حوزه ادبیات دریافت کند. این جایزه به مجموعه شعر اخیرش با عنوان مثل جوهر در آب اهدا شد.

................ هر روز با کتاب ...............

پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...
شناخت و نقد ساختار آموزشی چین... با بهره‌گیری از محدودسازی آموزش به ارزیابی‌های کمی و هم با تاثیرگذاری سیاسی- ایدئولوژیک بر اندیشه‌های نوآموزان، آنها را از خلاقیت و آفرینشگری در گستره‌های گوناگون باز می‌دارد... برخی سیاستمداران و روزنامه‌نگاران نامدار امریکا خواستار الگوبرداری از چین در زمینه آموزش شده‌اند!... در چین نیز عبور از سد کنکور که «گائوکائو» نامیده می‌شود آسان نیست ...
ده دلیل برای امید به آینده... ما همیشه داریم علیه زمانِ حال در آرزوی بازگشت به گذشته طلایی می‌اندیشیم... این نزدیک‌بینی تاریخی برای گونه بشر منافع تکاملی دارد و در طول میلیون‌ها سال شکل گرفته است تا خطرات نزدیک بسیار مهم‌تر و جدی‌تر جلوه کنند و باعث هوشیاری انسان برای فرار یا غلبه بر آنها شوند... این مکانیسم تکاملی محمل مناسبی برای سوءاستفاده افراد و گروه‌ها و حکومت‌هایی می‌شود که برای پیشبرد اهداف خود نیاز به ایجاد ترس یا خلق دشمنان و خطرات خارجی دارند ...