سفری به دنیای ذهنی انسان‌های قرون وسطی | ایسنا


تاریخ همیشه با واقعیت‌های ملموس و وقایع ثبت‌شده سنجیده می‌شود؛ اما بخش مهم و درخشان تاریخ، دنیای ذهنی و خیال انسان‌ها است. از افسانه‌ها و اسطوره‌ها تا باورهای شگفت‌انگیز و قهرمانان نمادین، خیال و تصور انسانی نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی فرهنگ‌ها و جوامع داشته است. «تاریخ خیال» [Héros et merveilles du Moyen Age] به‌معنای بررسی همین دنیای ذهنی و تأثیر آن بر واقعیت تاریخی است؛ تلاشی برای درک آنچه مردم در قرون وسطی نه‌تنها دیده، بلکه احساس و باور کرده‌اند. این نگرش به تاریخ، فراتر از وقایع و سیاست، به فرهنگ، ادبیات، هنر و اسطوره‌ها نفوذ می‌کند و تصویری زنده و انسانی از گذشته ارائه می‌دهد.

خلاصه کتاب تاریخ خیال» (قهرمانان و شگفتی‌ها در اروپای قرون وسطی) اثر ژاک لوگوف [Jacques Le Goff] [Héros et merveilles du Moyen Age]

کتاب «تاریخ خیال» (قهرمانان و شگفتی‌ها در اروپای قرون وسطی) اثر ژاک لوگوف [Jacques Le Goff]، مورخ برجسته فرانسوی، که با ترجمه آندیا عبایی و مریم عباس‌بیگی از سوی نشر روزنه به فارسی منتشر شده، مخاطب ایرانی را با جهانی جذاب و کمتر شناخته‌شده آشنا می‌کند. لوگوف، که یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ فرهنگی و اجتماعی قرون وسطی به شمار می‌رود، با نگاهی نوین به تحلیل باورها، اسطوره‌ها و ذهنیت مردم آن دوران پرداخته است. او با این رویکرد، تصویری زنده و انسانی از جامعه‌ قرون وسطی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه خیال و افسانه‌ها، رفتار، هنر و حتی ساختارهای اجتماعی را شکل داده‌اند.

در این اثر، لوگوف با تمرکز بر دو مؤلفه‌ اصلی دنیای تخیلی قرون وسطی یعنی «قهرمانان» و «شگفتی‌ها»، مخاطب را به سفری فراتر از تاریخ رسمی می‌برد. او شخصیت‌هایی همچون شارلمانی، شاه آرتور، رولان، سید، رابین‌هود، تریستان و ایزوت، مرلین، ملوزین، ژونگلرها و حتی موجودات رازآلودی مانند لیکورن (اسب تک‌شاخ) را نه صرفاً به‌عنوان شخصیت‌های افسانه‌ای، بلکه به‌عنوان نمادهایی فرهنگی بررسی می‌کند که تفکر، باورها و آرزوهای مردم آن زمان را بازتاب می‌دهند. بسیاری از این قهرمانان و افسانه‌ها بعدها به ادبیات و هنر راه یافته‌اند: داستان «رولان» در حماسه‌ی کهن «ترانه‌ی رولان»، سرگذشت تراژیک «تریستان و ایزوت» در اپرای مشهور «تریستان و ایزولده» اثر واگنر، حضور پررنگ «شاه آرتور» و «مرلین» در ادبیات آرتوری و در فیلم «اِکس‌کالیبور» (۱۹۸۱) و سریال «مرلین» (۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲)، قصه‌های «رابین‌هود» که از بالادهای انگلیسی به فیلم‌هایی چون «رابین‌هود: شاهزاده‌ دزدان» (۱۹۹۱) و سریال «رابین شروود» (1984) رسیدند، و داستان «ال‌سید» که الهام‌بخش فیلم حماسی «ال سید» (۱۹۶۱) با بازی چارلتون هستون و سوفیا لورن بوده است، حتی «ملوزین» که الهام‌بخش افسانه‌های فرانسوی و بعدها نماد تصویری شرکت استارباکس شد، و «والکری‌ها» از اساطیر شمالی به دنیای فرهنگ عامه و فیلم‌های سینمایی ماروِل، از جمله شخصیت «والکری» در مجموعه‌ی «ثور» (2011) راه پیدا کرده‌اند.

قهرمانان لوگوف، همواره ترکیبی از واقعیت و خیال‌اند؛ او نشان می‌دهد که چرا این شخصیت‌ها برای مردم قرون وسطی اهمیت داشته‌اند و چگونه در طول زمان بازآفرینی و تطبیق یافته‌اند. حتی در روایت‌هایی مانند شوالیه‌گری و پهلوانی، یا در ماجراهای عاشقانه‌ای چون تریستان و ایزوت، پیوندی میان اسطوره و واقعیت دیده می‌شود که بخش بزرگی از ذهنیت مردم را شکل می‌داد.

در کنار قهرمانان، بخش «شگفتی‌ها» در کتاب، به بررسی نمادهای قدرت و رازآلودی می‌پردازد که ذهن مردم را شکل داده‌اند. لوگوف بر سه عنصر کلیدی تمرکز می‌کند: کلیسا، قلعه و صومعه. این نمادها نه‌تنها بیانگر قدرت دینی و سیاسی بودند، بلکه در دنیای ذهنی مردم، جایگاه مرموز و شگفت‌آوری داشتند. نویسنده نشان می‌دهد که تجربه‌ انسان‌های قرون وسطی از این فضاها، ترکیبی از احترام، ترس و کنجکاوی بوده و چگونه این تجربه‌ها در خلق داستان‌ها، اسطوره‌ها و آثار هنری بازتاب یافته‌اند. حضور والکری‌ها در اسطوره‌های شمالی یا روایت‌هایی از لشکر هلاکیَن، همگی نمونه‌هایی از همین دنیای رازآلود هستند.

تاریخ خیال» (قهرمانان و شگفتی‌ها در اروپای قرون وسطی)

یکی از نقاط قوت کتاب، سبک روایت لوگوف است که علمی و دقیق اما در عین حال جذاب و خواندنی است. او از تحلیل خشک و صرفاً توصیفی پرهیز می‌کند و به‌جای آن، ذهن و احساسات انسان‌های گذشته را زنده می‌کند. این روش، خواننده را به درون ذهن مردمی می‌برد که در جهانی محدود، اما پر از معنا و خیال زندگی می‌کردند. لوگوف با پیونددادن باورها، افسانه‌ها و رویدادهای تاریخی، تصویری پویا از قرون وسطی ترسیم می‌کند که فراتر از آنچه کتاب‌های تاریخ سنتی ارائه می‌دهند، است.

«تاریخ خیال» نه‌تنها به بررسی تاریخ ذهنی می‌پردازد، بلکه نشان می‌دهد که خیال و باورهای انسانی، چگونه به شکل‌دهی فرهنگ‌ها و هویت جوامع کمک کرده‌اند. لوگوف به ما یادآوری می‌کند که تاریخ تنها مجموعه‌ای از وقایع و حوادث نیست، بلکه دریچه‌ای است به فهم انسان، احساسات و ذهنیت‌های او.

خواندن این کتاب، تجربه‌ای منحصر به فرد است که خواننده را به تفکر درباره‌ی رابطه‌ی میان واقعیت و خیال، اسطوره و تاریخ، و فرهنگ و ذهن انسان می‌برد. به بیانی دیگر، «تاریخ خیال» سفری است به دل دنیای ذهنی و افسانه‌ای انسان‌های قرون وسطی، سفری که با تحلیل دقیق و روایت جذاب ژاک لوگوف، تجربه‌ای لذت‌بخش و روشنگرانه برای هر علاقه‌مند به تاریخ و فرهنگ فراهم می‌کند. این کتاب، پلی است میان گذشته و حال، میان خیال و واقعیت، و یادآور این نکته که برای فهم کامل تاریخ، باید از مرزهای وقایع صرف فراتر رفت و به دنیای ذهن و تخیل انسان‌ها سرک کشید.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...