نویسنده کتاب «روسیه بدون پوتین» می‌گوید در چارچوب کنونی اقتصاد سیاسی روسیه مبتنی بر درهم‌تنیدگی دولت و کلان‌سرمایه‌داران اولیگارش، روسیه بعد از پوتین تفاوت چندانی با این‌گذشته نمی‌کند.

روسیه بدون پوتین؛ پول، قدرت و افسانه‌های جنگ سرد نوین» [Russia without Putin : money power and the myths of the new Cold War] نوشته تونی وود [Tony Wood

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «روسیه بدون پوتین؛ پول، قدرت و افسانه‌های جنگ سرد نوین» [Russia without Putin : money power and the myths of the new Cold War] نوشته تونی وود [Tony Wood] برگردان پیروز اشرف از سوی انتشارات جهان کتاب راهی بازار نشر شد. این کتاب شش فصل دارد که عناوین آن شامل: «آن مرد و نظام»، «چهره‌های قدرت»، «ارثیه‌های سرخ»، «اپوزیسیون چندپاره»، «بعد از میدان» و «روسیه در جهان».

هدف تونی وود از نگارش کتاب آن، بررسی میراث به جا مانده ۳۰ سال گذشته پوتین برای جانشینان‌ اوست. این‌کتاب یک‌بار دیگر در سال ۲۰۲۰ به‌صورت جیبی منتشر شد که در آن تغییرات قانون اساسی روسیه در ژانویه ۲۰۲۰ در ارتباط با محدودیت دوره‌های ریاست‌جمهوری نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نسخه‌ای که پیروز اشرف آن را ترجمه کرده، براساس چاپ سال ۲۰۲۰ این‌کتاب است.

امروز نمی‌توان بدون فکر کردن به ولادیمیر پوتین به روسیه فکر کرد. او بیش از هر رهبر بزرگ ملی دیگری، کشور خود را در چشمان جهان خارج تجسم می‌بخشد و به میزان فوق‌العاده‌ای بر پوشش رسانه‌های غربی از آن تسلط دارد. نویسنده می‌گوید در چارچوب کنونی اقتصاد سیاسی روسیه مبتنی بر درهم‌تنیدگی دولت و کلان‌سرمایه‌داران اولیگارش، روسیه بعد از پوتین تفاوت چندانی با این‌گذشته نمی‌کند.

تونی وود دکترای خود را در دانشگاه نیویورک در سال 2020 به دست آورد و از سال 2020 تا 2022 پژوهشگر و مدرس مطالعات آمریکای لاتین در پرینستون بود. تحقیقات او بر چگونگی تفکر چپ رادیکال آمریکای لاتین در مورد نژاد، طبقه، ملت و امپراتوری در دوره بین دو جنگ متمرکز است و ارتباطات بین مکزیک، کوبا و اتحاد جماهیر شوروی را دنبال می‌کند.

کتاب «روسیه بدون پوتین؛ پول، قدرت و افسانه‌های جنگ سرد نوین» نوشته تونی وود برگردان پیروز اشرف در 232 صفحه به بهای 90 هزار تومان از سوی انتشارات موسسه فرهنگی و هنری جهان کتاب به چاپ رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...