کتاب «سرآغازها» [ORIGINS : how the earth made us] اثر لوئیس دارتنل [Lewis Dartnell] منتشر شد.

سرآغازها» [ORIGINS : how the earth made us]  لوئیس دارتنل [Lewis Dartnell]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «سرآغازها» نوشته لوئیس دارتنل با زیرعنوان «چگونه جهانِ طبیعی تاریخ گونه‌ی ما را شکل داد؟» از سوی انتشارات فرهنگ نشر نو با ترجمه سحر یوسفی _و مانی پارسا منتشر شده است.

لوئیس رایان دارتنل (متولد 21 نوامبر 1980) نویسنده، مجری و استاد ارتباطات علمی در دانشگاه وست مینستر است. او بیشتر در بین علاقمندان به عنوان نویسنده محبوب علوم شناخته می‌شود.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

چگونه جهانِ طبیعی تاریِخ گونه‌ی ما را شکل داد؟
در سخن از تاریخ بشر غالباً تمرکز ما بر حیات سیاسی رهبران بزرگ، نیروی جمعیت‌های انسانی و جنگ‌های سرنوشت‌ساز است. اما خود سیاره‌ی زمین چگونه سرنوشت ما را تعیین کرد؟
بر اثر زمین‌ساختِ صفحه‌ای بود که در شرق افریقا محیطی پویا و متنوع پدید آمد تا انسان بتواند در آن ببالد و بعدها همین زمین‌ساختِ صفحه‌ای بود که تعیین کرد تمدن‌های اولیه‌مان را در کجا بنا کنیم. عامل اصلی پیشرفت دموکراسی در یونان باستان کوهستانی بودن آن سرزمین بود که حاصل تاریخی چند میلیون ساله و فرایندهای عظیم زمین‌شناختی‌ست. عامل اصلی پیشرفت در عصر اکتشاف و استعمارگری و رشد تجارت جهانی چیزی نبود جز شناخت آدمی از الگوهای گردش جوّی. حتی امروز، رفتار رأی‌دهندگان در جنوب شرقی ایالات‌ متحد امریکا به‌شکلی بنیادین از الگوی نهشته‌های دریایی 75 میلیون ساله تبعیت می‌کند...
سرآغازها تأثیر نفسگیر زمین زیر پایمان را بر شکل تمدن‌هایمان آشکار می‌کند، از کاشت نخستین بذرها تا برپایی حکومت‌های مدرن.


«سرآغازها» اثر لوئیس دارتنل در چاپ اول با 480 صفحه رقعی و قیمت 180 هزارتومان در دسترس علاقمندان به علوم و تاریخ قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...