کتاب «خاتون مُعطر» به قلم لیلا امانی در ۱۸۰ صفحه در دو نسخه‌ی الکترونیکی و کاغذی به همت نشر صاد منتشر شد.

خاتون معطر لیلا امانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، خاتون مُعطر کتاب دوم سه‌گانه‌ عطر به قلم لیلا امانی است که به‌مواجهه مسلمانان با تمدن‌ها و ادیان دیگر می‌پردازد. داستان این اثر در دربار امپراتوری چین جیان لونگ رخ می‌دهد. آفاق و برادرش گروگان‌های شورش مسلمانان علیه امپراتور هستند که تحت شرایط خاص در کنترل خواجه‌های دربار قرارگرفته‌اند. حضور آفاق و برادرش محمد در دربار، منجر به خلق حوادثی می‌شود که نشان می‌دهد مسلمانان هیچ‌گاه برای احقاق عدالت دست از تلاش و مبارزه نمی‌کشند.

سه‌گانه عطر موضوعاتی را روایت می‌کند که کمتر به آن توجه شده است. عطرهای زندگی، عطرهایی هستند که انسان را به‌سوی مسیری هدایت می‌کنند که او بتواند بهترین راه را برای ادامه زیستن انتخاب کند. دین اسلام نیز، دین عطر و بوی ناب حضرت محمد (ص) است که عطرش در تمام هستی پراکنده‌شده است. کتاب اول این مجموعه «راز گاروالا عطرساز» نام دارد که نشر صاد آن را سال گذشته در ۱۵۸ منتشر کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...