کتاب «قرارگاه عبور» شامل خاطرات شفاهی حاج‌محمدجعفر مظاهری از دوران دفاع مقدس نوشته محسن صیفی‌کار توسط نشر ۲۷ منتشر و راهی بازار نشر شد.

قرارگاه عبور» شامل خاطرات شفاهی حاج‌محمدجعفر مظاهری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب پیش‌رو دربرگیرنده خاطرات سردار جانباز، محمدجعفر مظاهری است که نویسنده اثر، پیش‌تر در سال ۱۳۸۶ کتاب «ده متری چشمان کمین» را از مقاطع کودکی، انقلاب، کردستان و دفاع مقدس زندگی این‌شخصیت منتشر کرده است. «ده متری چشمان کمین»‌ پس از انتشار، تبدیل به منبع و مرجعی برای پژوهشگران و علاقه‌مندان مستندات رزمندگان همدانی دفاع مقدس شد و پس از ۱۳ سال از چاپ آن، نویسنده و راوی کتاب، همکاری دیگری را در کتاب «قرارگاه عبور» ثبت کردند؛ به این‌ترتیب که با موافقت مظاهری، کتاب «ده متری چشمان کمین» با ویرایشی جدید و نگاهی دیگر منتشر شود.

«قرارگاه عبور» مطالب بیشتری نسبت به «ده‌متری چشمان کمین»‌ دارد و برای چاپش، مصاحبه‌های تکمیلی با راوی انجام شده است. در این‌کتاب از شهدایی چون حاج‌قاسم سلیمانی، حاج‌حسین همدانی، علی‌رضا خزاعی، تقی بهمنی، مهدی فریدی، ناصر قاسمی و ... گفته شده است.

این‌کتاب ۲۲ فصل دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: «در جست‌وجوی حقیقت»، «این صدای انقلاب است»، «گروه بی‌کلاه‌ها»، «نقاب افتاد!»، «کمین مجاهد»، «کربلای ۱۱ شهریور»،‌ «تیغه‌های تنگ کورک»، «در دامن قراویز»،‌ «خاکریز ابرویی»، «گردان‌ها گم شدند!»، «اولین ماموریت اولین مقر»، «گلوله‌های رسام»، «شلاق سرما در بشگان»، «چشمان کمین»، «جنگ آب»، «بر یال میمک»، «خط اُحد»، «امشب شب عاشوراست!»، «قرارگاه عبور»، «کاملا محرمانه»، «معجزه امام»‌ و «تنگه مرصاد».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

میرزا محمد سلگی، با قرارگاه تیپ تماس گرفت و باعجله تمام، قضیه را گفت. ما هم سریع با همه گردان‌ها و یگان‌های مجاور تماس گرفتیم و همه به اتفاق، اعلام آمادگی کردند. در این‌شرایط بغرنج، همدانی زودتر از موعد مشخص، حدود ساعت ۱۱ شب، به جای قرارگاه، رمز عملیات (یا فاطمه‌الزهرا (س)) را گفت و دستور عملیات را صادر کرد.

کار، یک‌ساعته تمام شد و نیروها به عمده اهداف رسیدند. ساعت یک بامداد به یک مشکل برخوردیم. استعداد و نیروی پایگاه سمت چپِ تقی‌مرده در منطقه گردان ۱۵۱ و یک پایگاه دیگر توی ارتفاعات کوه تونل و تپه‌شنی در منطقه گردان ۱۵۶، بیش از آن بود که توی شناسایی‌ها برآورد شده بود. لذا درگیری‌ها بالا گرفت. آنها همچنان مقاومت می‌کردند. این درگیری تا صبح ادامه پیدا کرد. اما نیروهای گردان ۱۵۱ نمی‌توانستند پایگاه را تسخیر کنند. بنابراین با محتاج، هماهنگ شدند تا یک گردان احتیاط از تیپ امیرالمومنین (ع) را برای کمک وارد عمل کند.

این‌کتاب با ۳۰۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...