بر اساس اطلاعات سایت آمازون کاترین پرز شاکدام [شکدام Catherine Perez-Shakdam] تا به امروز سه کتاب منتشر کرده است.

کاترین شاکدام [شکدام Catherine Shakdam]

به گزارش کتاب نیوز، کاترین شاکدام در بین سال‌های 94 و 95 شمسی سه کتاب در موضوعات سیاسی_ دینی و با استفاده از امکانات شخصی آمازون (سرمایه شخصی) منتشر کرده است.

کتاب اول با عنوان «خیزش عربستان: پرچم امام اول» [Arabia's Rising: Under The Banner Of The First Imam] در 274 صفحه در 29 مهرماه 1394 (6 ماه پس از آغاز جنگ یمن) منتشر شده است.
یک سال بعد، کتاب دوم شکدام با نام «از مکه تا دشت کربلا: پیاده روی با خاندان مقدس پیامبر» [From Mecca to the plain of Karbala] در 138 صفحه به تاریخ 23مهر 1395 (12محرم) منتشر شده است.

همه‌ی کتابهای منتشر شده کاترین شاکدام

سومین کتاب او 4 روز بعد با عنوان «داستان مقاومت بزرگ: یمن، وهابی و آل سعود» [A Tale Of Grand Resistance: Yemen, The Wahhabi And The House Of Saud] در 214 صفحه منتشر می‌شود.

شایان ذکر است که اولین مقاله شاکدام در سایت‌های ایرانی با نام «Beware of the exaggerators: From ISIS to Islamophobes» در 27 آبان 1394 منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...