ششمین شماره "اصحاب قلم"، گاهنامه‌ی ادبی - هنری انجمن قلم ایران، منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز، عناوین برخی از مطالب اصحاب قلم شماره شش، به این قرار است: نوروز در نمایشگاه آنکارا، خلیج فارس به روایت شعر، گزارش آخرین دیدار از استاد طاهره صفار زاده، بحث کوتاهی در باره فیلمنامه اقتباسی قرآنی، کندو کاوی پیرامون ادبیات داستانی جنگ، آشنایی با قلم زنان در ادبیات ترکیه، پل ارتباطی تشخیص و واقع نمایی در داستان، نئو رئالیزم، خالق افسانه های تمثیلی در دنیای مدرن، نقد وبررسی "شته ها و شکوفه ها"، "باده کهن"، "شماس شامی"، "جاده های خلوت جنگ"، "هم سیب،هم ستاره"، "آوای نهنگ"، گفتگو با مِژگان شیخی، گیتا گرگانی.

همکاران این شماره عبارت اند از: راضیه تجار،،شهریار بحرانی، فیروز زنوزی جلالی، شهریار زرشناس، محمد رضا سرشار، کامران پارسی نِژاد، عباس براتی پور، کامران شرفشاهی، محمد رضا اصلانی، مِژگان شیخی، سهیلا عبدالحسینی، رضا عبداللهی، پاشا صمیمی خلخال، محمود اسعدی، جلال توکلی، باقر رجبعلی، منیِِژه جانقلی، علی الله سلیمی، آراسته گنجی پور، مهرام بهین، نسرین تقی زاد کاراجا، مهیندخت حسنی زاده، محمد باقر رضایی و لیلا جعفری.

صاحب امتیاز،مدیر مسئول و سردبیر گاهنامه اصحاب قلم ، به ترتیب، انجمن قلم ایران، محمد رضا سرشار و راضیه تجار هستند.

ششمین شماره "اصحاب فلم" در 232 صفحه قطع وزیری کوتاه، به بهای 3000 تومان ،به وسیله انتشارات سوره مهر منتشر شده و از طریق دفتر انجمن قلم، به شماره تلفن 88059319، قابل تهیه است.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...