با قایق موتوری میان فلوریدا و هاوانا به کار قاچاق مشغول است... برای به دست آوردن هزینه بازگشت خود، گروهی از چینی‌ها را با وعده بردن به ساحل امریکا فریب می‌دهد و پول لازم را فراهم می‌آورد... در زد و خورد با مأموران گمرک دستش قطع می‌شود و سرانجام هنگامی که یک دسته از جوانان انقلابی کوبا را به هاوانا می‌برد در جریان نزاعی که میان آنها درمی‌گیرد کشته می‌شود.

داشتن و نداشتن [To Have and not]  ارنست همینگوی
داشتن و نداشتن
[To Have and not]. رمانی از ارنست همینگوی (1) (1899-1961)، نویسنده امریکایی، منتشر شده به سال 1937. همینگوی در برابر نیستی، ارزش لحظه حال و مردانگی و مبارزه را بالا برده بود، چون نمی‌توانست حال حاضر را جاودان سازد یا مرگ را از میان بردارد مرگ را به بازی گرفته و این بازی را با بیان خشک و خشنی که در عین حال، هم سبک نگارش و هم شیوه زیستن بود بازگو کرده بود. با این کار نه به زندگی جاوید، بلکه به افتخار که خود طعمی از جاودانگی دارد دست یافته بود. گسترش روزافزون دایره خوانندگان آثارش او را متوجه مسئولیت کرد و نیاز تازه‌ای در او به وجود آورد تا از «عصیان» که رفتار فرد منزوی است، به «انقلاب» رو آورد و ارزشهای نیست‌انگارانه را کنار بگذارد و ارزشهای مثبتی بیافریند. به هرحال، پس از 1937، همه کتابهای همینگوی متوجه برآوردن این نیاز است که آن را در زندگی شخصی‌اش نیز وارد می‌کند و در کنار جمهوری‌خواهان اسپانیا وارد نبرد می‌شود و با آلمان نازی به مبارزه می‌پردازد. بی‌آنکه عمق دیدگاهش چندان تفاوتی کرده باشد: رابرت جوردان در ناقوس مرگ را که می‌زنند از لحظه گذرا همان لذت و هیجان را درمی‌یابد که فردریک هنری در وداع با اسلحه، ولی رنگ‌آمیزی مجموعه عوض می‌شود: قهرمان دیگر تنها نیست، بلکه همراه جماعت و برای جماعت مبارزه می‌کند، یا مانند ماهیگیر پیر در پیرمرد و دریا، سرمشق افسانه‌واری به دست می‌دهد. اهمیت داشتن و نداشتن در نشان دادن این نقطه عطف در آثار همینگوی است، لذا این رمان را گرچه به نظر ناموفق می‌آید، نباید دست کم گرفت.

ماجرا بر گرد شخصیت هری مورگان، مردی که با قایق موتوری میان فلوریدا و هاوانا به کار قاچاق مشغول است، دور می‌زند. هری قایقش را به تفرج‌کنندگان پولدار امریکایی نیز کرایه می‌دهد و آنها را برای صید ماهی به میان دریا می‌برد. یک روز یکی از آنها بی‌آنکه کرایه‌اش را بپردازد هری را در هاوانا رها می‌کند و می‌رود. هری برای به دست آوردن هزینه بازگشت خود، گروهی از چینی‌ها را با وعده بردن به ساحل امریکا فریب می‌دهد و پول لازم را فراهم می‌آورد. سپس هری در زد و خورد با مأموران گمرک دستش قطع می‌شود و سرانجام هنگامی که یک دسته از جوانان انقلابی کوبا را به هاوانا می‌برد در جریان نزاعی که میان آنها درمی‌گیرد کشته می‌شود. هری به معنای رایج و سنتی کلمه «پاک» نیست، ولی ذاتاً نیک است. دارای آن فضیلت طبیعی است که مردانگی و دلاوری به انسان می‌بخشد و با جهان منحط اراذل و عشرت‌طلبان که نماینده جامعه بورژوا هستند و برای خوشگذرانی به فلوریدا می‌آیند در تضاد است. درسی که از آن آموخته می‌شود، مانند خود این کتابِ نامنسجم، مبهم و آشفته است، ولی کوشش برای یافتن راه نجاتی در این دنیای دستخوشِ انحطاط و مرگ آشکار است و احترام را برمی‌انگیزد. سبک نگارش کتاب دارای همان حدت و پیراستگی خاص همینگوی است که او را یکی از استادان امریکایی نثر انگلیسی ساخته است.

ابوالحسن نجفی. فرهنگ آثار. سروش

1.Ernest Hemingway

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...