نشریه گاردین در گزارشی به برترین آثار چاپ‌شده در سال ۲۰۱۹ از نگاه برترین نویسندگان این سال پرداخته است.

به گزارش ایسنا، با نزدیک شدن به پایان سال ۲۰۱۹، نویسندگانی که در سال جاری یا به عنوان برنده و یا به عنوان نامزدهای نهایی در جایزه‌های معتبر ادبی حضور داشته‌اند سه اثر منتخب خود را که در سال ۲۰۱۹  منتشر شده‌اند، معرفی می‌کنند که در ادامه به برخی از ان‌ها اشاره می‌کنیم:

«جوجو مویز» (از نامزدهای نهایی جوایز کتاب سال بریتانیا در بخش رمان سال برای «هنوز من»‌):

«سه زن» نوشته «لیزا تادئو» _ رمان اول «کیت وینبرگ»‌ با عنوان «فراری» _ «جیات این‌جا امن است» نوشته «دیمین بار»

«برناردین اواریستو»‌ (یکی از برندگان جایزه بوکر امسال برای رمان «‌دختر، زن،‌ دیگر»):

«ایجاد فضا: اعلامیه دختران سیاه‌پوست برای ایجاد تغییر» نوشته «چلسی کواکیه» _ «شخصیت درهم‌شکسته» نوشته «زوئی اشتون» _ «دیوار روح»‌ نوشته «سارا موس»

«ریموند آنتردوباس»‌ (برنده جایزه فولیو برای نگارش «مقاومت»‌):

«موج خروشان» اثر  «جی برنارد»‌_«جمهوری ناشنوا»‌ اثر «ایلیا کامینسکی»‌ و «پس از تشریفات» اثر «آنتونی آناکسوگورو»

«هیلاری مک‌کی»‌ (برنده جایزه کتاب کودک کاستا برای نگارش «جنگ چکاوک‌ها»‌):

«لمپی و کودکان دریا»‌ اثر «آنت اسکپ» _ «زنی که جا ماند»‌ نوشته «ایموگن راسل ویلیامز»‌ و «نور عمیق» اثر «فرانس هاردینژ»

«سالی نیکلاس» (از نامزدهای نهایی مدال کارنگی برای نگارش «کارهایی که یک دختر باهوش می‌تواند انجام دهد»):

«کودکانی که من به آن‌ها آموختم و چیزهایی که آن‌ها به من آموختند» نوشته «کیت کلنچی»‌ _ «این کتابی درباره چارلز داروین نیست» نوشته «اما داروین» و «دوره جادوی سبز»‌ نوشته «هیلاری مک‌کی»

«بارت اوان هس» (برنده کتاب سال کاستا برای نگارش «دختر مناسب»):

«کاونتری» نوشته «ریچل کاسک» _ «خواستن»‌ اثر «Jeroen Olyslaegers» و «هیچ‌کس آن‌قدر کوچک ‌نیست که نتواند تغییری ایجاد کند» نوشته «گرتا تونبرگ»

«الیزابت ایسودو» (برنده مدال کارنگی برای اثر «شاعر مجهول»‌):

«برای دختران سیاه‌پوستی شبیه خودم»‌ نوشته «مریاما جی لاکینگتون» _ «مرا رنگ‌ کن» اثر  «ناتاشا دیاز»‌ و «سرخی روی استخوان» اثر «ژاکلین وودسان»‌

«استوارت تورتون» (برنده جایزه کاستا در بخش اولین رمان برای نگارش «هفت مرگ اولین هاردکسل»):

«آغوش»‌ نوشته «ایون مک‌لانین»‌ و «پولی دانبر» _ «گراز دریایی» نوشته «مارک هادون» و «تاریخچه‌ انجیل» نوشته «جان بارتون»

«کلر آدام»‌ (برنده جایزه دزموند الیوت برای «کودک طلایی»):

«صور فلکی»‌ نوشته «شنید گلی‌سون»‌ _«خودنگاره»‌ اثر «سلیا پائول» و «‌نام من چرا است»  اثر «لم سیسی»

«لیلا سلیمانی» (برنده جایزه نخستین کتاب جوایز کتاب بریتانیا):

 «‌در اتاق عنکبوت»‌ نوشته «محمد عبدالنبی»؛ «تفریح پادشاهان» ‌نوشته «‌سی. ای. مورگان»‌ و «‌دیگر آمریکایی‌ها»‌ نوشته «لیلا لعلمی»‌

................ هر روز با کتاب ...............

الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...
یک مضحکه‌ی کامل! در اینجا، همه، جز تماشاگر، در عین‌حال هم فریب‌دهنده‌اند و هم فریب‌خورده. کمدی عظیمی که در آن تغزل با هزل گزنده‌ای همراه است و اختلاطی به وجود می‌آورد که در بعضی لحظات یادآور سبک کلودل است... با حیله‌ی بسیار خشنی در ماجرای مشکوکی درگیر می‌شود، در دادگاهی محاکمه، محکوم، تیرباران و به خاک سپرده می‌شود تا با نامی دیگر و در لباس یونیفورم تجدید حیات کند ...
دوربین از چه زاویه ‌دیدی زنان فیلم را به نمایش درمی‌آورد؟ کدام وجه در نگاه دوربین غلبه دارد؛ وجه اروتیک یا وجه اجتماعی؟ ... با استفاده از آرای فروید و لکان، بعد روانکاوانه‌ی نظریه‌های فمینیستی را غنی کرده و به وجه لذت‌مدارانه سینما (تماشابارگی) پرداخته است... تاریخچه‌ای از حضور زنان در عرصه‌ی فیلم و مهم‌ترین فیلم‌های آنان... واکاوی شمایل یک قهرمان زن در چهارچوب یک ژانر متفاوت ...
در یک خانواده‌‌ کاملا بی‌کتاب بزرگ شدم... کل ادبیات آلمان را بلعیده‌‌ام... وقتی شروع به نوشتن کردم، در وضعی بودم که مودبانه‌‌اش می‌‌شود «نوکر خارجی»... جوان بودم که وارد سرویس اطلاعاتی شدم... یک میهن‌‌پرست می‌‌تواند کشورش را نقد کند، همچنان دلبسته‌‌اش باشد و مسیر دموکراسی را طی کند. اما یک ناسیونالیست به دشمن نیاز دارد... مردم خیال می‌‌کردند بعد از جنگ سرد دیگر قرار است اوضاع خوب باشد و دیگر دنیا به جاسوس‌‌ها نیازی نداشته باشد ...