رمان «تصمیم دردناک» [A shilling for a wife] نوشته اِما هورن بی [Emma Hornby] با ترجمه علی‌اکبر قاری‌نیت توسط انتشارات نسل نواندیش منتشر و راهی بازار نشر شد.

تصمیم دردناک [A shilling for a wife] hما هورن بی Emma Hornby

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۶ با عنوان اصلی «یک‌ شیلینگ برای یک زن» است و درباره زنی به‌نام سالی سوان است که به قیمت یک‌شیلینگ توسط مردی به نام جوزف گادن از نوانخانه خریده می‌شود و به همسری جوزف در می‌آید. سالی ناچار است در خانه‌ای دلگیر در بولتون لانکشایر زندگی کند و اوضاع وقتی بدتر می‌شود که با وجود جوزف میگسار و زورگو، بچه سالی هم به دنیا می‌آید.

در ادامه داستان و پس از تولد فرزند سالی، او تصمیم می‌گیرد از خانه جوزف فرار کند و نزد تنها خویشاوند خود به منچستر برود. سالی در مسیر فرار از جوزف که سایه‌به‌سایه دنبال اوست، بالاخره مردی را ملاقات می‌کند که واقعا او را دوست دارد...

اما هورن بی نویسنده انگلیسی این‌کتاب متولد سال ۱۹۷۳ است و ۹ کتاب رمان درباره زنان و مشکلاتشان را در کارنامه دارد.

ترجمه فارسی «تصمیم دردناک» یا «یک‌ شیلینگ برای یک زن» با قیمت ۷۶ هزار و ۹۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...