رمان «تصمیم دردناک» [A shilling for a wife] نوشته اِما هورن بی [Emma Hornby] با ترجمه علی‌اکبر قاری‌نیت توسط انتشارات نسل نواندیش منتشر و راهی بازار نشر شد.

تصمیم دردناک [A shilling for a wife] hما هورن بی Emma Hornby

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۶ با عنوان اصلی «یک‌ شیلینگ برای یک زن» است و درباره زنی به‌نام سالی سوان است که به قیمت یک‌شیلینگ توسط مردی به نام جوزف گادن از نوانخانه خریده می‌شود و به همسری جوزف در می‌آید. سالی ناچار است در خانه‌ای دلگیر در بولتون لانکشایر زندگی کند و اوضاع وقتی بدتر می‌شود که با وجود جوزف میگسار و زورگو، بچه سالی هم به دنیا می‌آید.

در ادامه داستان و پس از تولد فرزند سالی، او تصمیم می‌گیرد از خانه جوزف فرار کند و نزد تنها خویشاوند خود به منچستر برود. سالی در مسیر فرار از جوزف که سایه‌به‌سایه دنبال اوست، بالاخره مردی را ملاقات می‌کند که واقعا او را دوست دارد...

اما هورن بی نویسنده انگلیسی این‌کتاب متولد سال ۱۹۷۳ است و ۹ کتاب رمان درباره زنان و مشکلاتشان را در کارنامه دارد.

ترجمه فارسی «تصمیم دردناک» یا «یک‌ شیلینگ برای یک زن» با قیمت ۷۶ هزار و ۹۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...