جایزه DSC که برای ادبیات جنوب آسیا اهدا می‌شود برنده خود در سال ۲۰۱۹ را شناخت.

به گزارش مهر به نقل از سایت جایزه، «نیمی از شب رفته است» به عنوان برنده ۲۰۱۹ جایزه DSC از میان فهرست نهایی که متشکل از نام ۶ نویسنده بود، انتخاب شد.

این کتاب که نویسنده آن آمیتابا باغچی است با دریافت جایزه معتبر ادبیات جنوب آسیا، برنده جایزه ۲۵ هزار دلاری این رقابت در سال ۲۰۱۹ شد.

نام برنده این جایزه در جشنواره ادبیات نپال که در شهر پوکارا برگزار شد، اعلام شد.

این جایزه برای تجلیل از صداهای متنوع که لایه‌های مختلف زندگی در آسیای جنوبی را تصویر می‌کند ارائه می‌شود و رمان باغچی که در دوره پسا استعماری می‌گذرد، زندگی سه نسل را روایت می‌کند و از خلال آن به روابط انسان‌ها، سرنوشت‌ها و فرهنگ‌ها در زندگی هندی می‌پردازد. توجه شگفت‌انگیز این رمان به جزئیات، استفاده مبتکرانه از زبان و خلق شخصیت‌های به یادماندنی آن را به اثری درخشان برای خواندن بدل کرده است.

۵ اثر دیگری که امسال به فهرست این رقابت راه یافته بودند عبارت بودند از:
جمیل جان کوچای برای «۹۹ شب در لوگار» از انتشارات بلومزبری هند و بریتانیا
مهدوری ویجای برای «پهنه دور» از انتشارات گراو پرس آمریکا
مانورانجان بیاپاری «باروت در هواست» به ترجمه آروناوا سین‌ها از زبان بنگالی
راج کمال جها برای «شهر و دریا» از همیش همیلتون هند
سدیا عباس برای «اتاق خالی» از زوبان پابلیشرز هند

این جایزه که دربرگیرنده ۹ کشور آسیای جنوبی است امسال هیأت داوران خود را از کشورهای مختلف انتخاب کرده‌بود تا به خواندن ۹۰ رمان در ۹۰ روز بپردازند.

رئیس هیأت داوران در این‌باره گفت: مطالعه این کتاب‌ها سفر و تجربه‌ای تحول‌گرا بود که در این مدت ما را به انتخاب لیست اولیه‌ای متشکل از ۱۵ اثر رساند و بعد از میان آن ۶ رمان به فهرست نهایی راه یافتند.

سورینا نارولا بنیان‌گذار این جایزه ضمن تبریک به برنده برای دریافت این جایزه از رمان وی به عنوان اثری درخشان یاد کرد و گفت: همه کتاب‌هایی که به فهرست نهایی راه یافته‌بودند با موضوع‌های متنوع و قوی خود تأثیرگذار بودند. در این میان امسال سه رمان اول جای داشتند و یک کتاب درباره افغانستان بود. انتخاب یک اثر از این میان کاری سخت بود.

وی افزود: خوشحالیم که امسال این مراسم را در نپال برگزار می‌کنیم و امیدواریم این امر ناشران بیشتری از نپال را ترغیب کند تا برای رقابت سال بعد، کتاب‌هایشان را به دبیرخانه این جایزه ارسال کنند.

رمان «نیمی از شب رفته است» به زبان انگلیسی نوشته شده ولی این حس را ایجاد می‌کند که به زبان هندی نوشته شده باشد و در عین حال سه زبان هندی، اردو و سانسکریت را دربرمی‌گیرد. درواقع سه موج و سه داستان موازی به روایت روابط زنان و مردان، پدران و پسران و ارباب‌ها و خدمتگزاران پرداخته است.

جایزه DSCبرای ادبیات آسیای جنوبی که توسط سورینا نارولا و منهد نارولا سال ۲۰۱۰ شروع به کار کرد، امسال نهمین سال خود را پشت سر گذاشت و اکنون به عنوان یکی از معتبرترین جوایز ادبی آسیا شناخته می‌شود. این جایزه که به برنده خود ۲۵ هزار دلار آمریکا اهدا می‌کند شامل حال آثار ترجمه شده درباره این منطقه نیز می‌شود و در صورت برنده شدن اثری ترجمه شده جایزه بین نویسنده و مترجم به تساوی تقسیم می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...