کتاب «بچه‌های طرسناک و چرخ و فلک بدشانسی» [Skary childrin and the carousel of sorrow] نوشته کیتی تاول [Katy Towell] با ترجمه امین بهره‌مند توسط انتشارات پیدایش به کتابفروشی‌ها آمد.

بچه‌های طرسناک و چرخ و فلک بدشانسی» [Skary childrin and the carousel of sorrow] نوشته کیتی تاول [Katy Towell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رمان «بچه‌های طرسناک و چرخ و فلک بدشانسی» نوشته کیتی تاول با ترجمه امین بهره مند توسط انتشارات پیدایش منتشر شده است، این کتاب در ژانر ادبیات وحشت برای نوجوانان بالای ۱۴ سال و دوازده فصل تهیه شده است.

کتی تاول (کیتی تاول) یک هنرمند، مدیر خلاق و نویسنده در پورتلند، اورگان است و آرزو دارد روزی بانوی پیر ترسناک خانه‌ای باشد که همه بچه‌های محله درباره اش داستان‌های شبح می‌گویند. او همچنین نویسنده Skary Childrin و چرخ فلک غم و اندوه است و خالق وب سایت Childrin R Skary است. این کتاب اولین بار در سال ۲۰۱۱ و با عنوان Skary children and the carousel of sorrow منتشر شده است.

دوازده سال پیش، در دوازده روز پیاپی، شهر کوچک بیوه‌آباد قربانی طوفان وحشتناکی شد. طوفانی که باعث گشایش دروازه‌ای شد و انواع مختلفی از چیزهای پلید و ناپاک از آن به بیرون گریختند. از آن زمان به بعد، دیگر در بیوه‌آباد از چیزهای عجیب و آدم‌های عجیب استقبال نمی‌شود؛ چون هیچ‌کس نمی‌تواند مطمئن باشد که پشت نقاب‌ها چه رازی پنهان است…

حالا در دوازدهمین سالگرد طوفان بزرگ، اتفاقات عجیب تازه‌ای در شهر رخ می‌دهد. آدم‌ها یکی پس از دیگری گم می‌شوند. سه دختر عجیب‌وغریب، ملقب به «بچه‌های ترسناک»، که بابت ویژگی‌های عجیب‌شان در مدرسه با آنها بدرفتاری می‌شود، به‌دنبال معلم محبوب گمشده‌شان سعی در حل این معما دارند.
معمایی که اگر حل نشود، می‌تواند بیوه‌آباد و حتی دنیا را به نابودی بکشاند!

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

بئاتریس، که گویی داشت از روی چیزی می‌خواند، گفت: «پیغامم اینه: تنهامون بذار. دیگه نباید آزارمون بدی. دیگه نباید مجبورمون کنی تابلوهای خجالت آور دست مون بگیریم و توی مدرسه راه بریم که همه به مون بخندن. دیگه هرگز نباید مارو به فرستادن به اتاق شیون تهدید کنی. راستش، بهتره که از الان به بعد زنگ‌های تفریح بری سراغ کارهای خودت و بی خیال نمره تشویقی بشی. ربکا باسچرد، تو آدم مزخرفی هستی و هرکسی هم که از تو خوشش می یاد فقط داره تظاهر می کنه. گم شو و دیگه هیچ وقت اذیت مون نکن.»

این‌کتاب با ۲۸۷ صفحه، شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۹۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...