نشریه نیویورک‌تایمز فهرست جدیدی از پرفروش‌ترین کتاب‌های داستانی منتشر کرده که در این بین نام جدیدترین اثر «دانیل استیل» [Danielle Steel] نیز به چشم می‌خورد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، نام «دانیل استیل» نویسنده ۷۳  ساله آمریکایی برای چندمین‌بار به فهرست امسال پرفروش‌های نیویورک‌تایمز راه یافت.

دانیل استیل با سلطنتی همچنان در اوج Royal Danielle Steel

جدیدترین اثر این نویسنده که «سلطنتی» نام دارد در نخستین هفته انتشار در رتبه دوم بخش رمان‌های جلد سخت نشریه نیویورک‌تایمز قرار گرفته است.

در خلاصه این رمان آمده :«در سال ۱۹۴۳، شاهزاده شارلوت ۱۷ ساله هویت جدیدی در کشور به دست می‌آورد و عاشق می‌شود.»

«استیل» به طور میانگین هر سال هفت کتاب روانه بازار می‌کند. با اقتباس از برخی‌ از آثار این نویسنده پرفروش برنامه‌های تلویزیونی مختلفی ساخته شده است و بسیاری از آن‌ها به ۴۰ زبان مختلف دنیا ترجمه شده‌اند.
«دختران پدر» و «بازی اعداد» از جمله آثار «استیل» هستند که در ماه‌های اخیر به این فهرست راه یافته بودند.

برخی از آثار «دانیل استیل» همچون «ملاقات‌های عاشقانه»‌،‌ «تصویری در آینه»‌، «عشق دوباره»‌،‌ «‌زویا»‌،‌ «بازی قدرت»‌،‌ «سال‌های تلخ و شیرین زندگی»‌، ‌«نور درخشان او»‌، «پنج روز در پاریس»، «‌عشق نافرجام»،‌ «جادو»‌،‌ «‌پیمان عشق‌»‌ و «دختری با چشمان آبی» به زبان فارسی ترجمه شده‌اند.‌

در رتبه نخست فهرست‌ نیویورک‌تایمز نام کتاب «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» نوشته «دلیا اوئنز» دیده می‌شود. این کتاب که با استقبال مخاطبان مواجه شده است، ۱۰۳ هفته در این فهرست قرار داشته است.

«نیمه محوشونده» نوشته «بریت بنت»، «فهرست مهمان» نوشته «لوسی فولی» و «۲۸ تابستان» نوشته «الین هیلدر برند» نیز به ترتیب در رتبه سوم تا پنجم قرار دارند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...