به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از رویترز، دولت فرانسه در واکنش به قانون کپی‌رایت اتحادیه اروپا که سال گذشته میلادی تصویب شد، در قانونی جدید شرکت گوگل را مجبور کرده است که برای جستجوی محتواهای تولید شده توسط ناشران و روزنامه‌های این کشور به آنها پول پرداخت کند.
 
اتحادیه اروپا سال گذشته قانون جنجالی کپی‌رایت خود را تصویب کرده که طی آن موتورهای جستجو مثل گوگل را مجبور می‌کرد به حقوق مولفین و نویسندگان ساکن این اتحادیه احترام بگذارد. در همان موقع هم فرانسه اولین کشور اروپایی بود که نسبت به اجرای این قانون اعلام آمادگی کرد.
 
بر اساس قانون سال گذشته فرانسه غول‌های تکنولوژی و شبکه‌های مجازی همچون گوگل که محتوای آنلاین تولید می‌کنند، موظف هستند پیش از استفاده از محتوای تولیدی مولفان و ناشران فرانسوی، نسبت به پرداخت حقوق مادی و رعایت حقوق معنوی آنها توافق لازم را حاصل کنند.
 
در قانون جدید این کشور آورده شده است که گوگل نه تنها باید به ناشران و نویسندگان پول پرداخت کند، بلکه باید از رعایت حقوق ایجاد کنندگان محتواهای خبری آنلاین نیز اطمینان حاصل کند.
 
پیش از این کمیسیون اروپا نیز اعلام کرده بود، هدف از قانون کپی‌رایت حمایت از میراث فرهنگی و هنری تولید شده توسط هنرمندان و مولفان است که در حال حاضر به طور غیرمنصفانه‌ای از سوی غول‌های اینترنتی استفاده می‌شود.
 
ریچارد گینگراس معاون بخش خبر گوگل نیز رعایت قوانین اروپا و فرانسه در مورد حقوق نویسندگان و ایجاد کنندگان محتواها توسط این شرکت را تایید کرد. وی گفت: ما از سال گذشته سیاست‌های کاری خود را براساس قوانین اروپا تنظیم کردیم.

................ هر روز با کتاب ...............

سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...