ترجمه فارسی کتاب «قانون نویسی: هنر و فناوری قواعد تنظیم گری» [Drafting legislation : art and technology of rules for regulation] نوشته هلن زانتاکی [Helen Xanthaki] استاد کالج دانشگاهی لندن (UCL) منتشر شد.

قانون نویسی: هنر و فناوری قواعد تنظیم گری» [Drafting legislation : art and technology of rules for regulation] نوشته هلن زانتاکی

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «قانون نویسی: هنر و فناوری قواعد تنظیم گری» با ترجمه حسن وکیلیان در 468 صفحه و با قیمت 94هزار تومان توسط انتشارات سمت منتشر شده است.

حسن وکیلیان مترجم این کتاب در توضیح کوتاهی درباره این کتاب آورده است:
خواست تاریخی ایرانیان رد استبداد و نفی خودکامگی و برقراری حکومت قانون است. این خواست ملی اما به دلایل و علل مختلف در کلیت و اجمال خود باقی مانده است. گاه آنچه به نام قانون به خورد جامعه داده می‌شود جز صورتی و ظاهری فریبنده چیز دیگری نیست. همان گرگ استبداد است در لباس میش قانون. پس خواستن حکومت قانون به تنهایی کافی نیست. عبور از صورت و ظاهر قانون خواهی مراحل و آداب و قواعدی دارد. یکی از مراحل مهم آن، چگونگی تبدیل سیاست ها به کلمات و عبارات قانون است. کلمات و عباراتی که از فرط اهمیت و ظرافت از دیرباز به نشاندن دانه های الماس در کنار هم تشبیه شده است. قانون نویسی مهم است چون با جمع سایر شرایط حدود حقوق و آزادی ما از لابلای همین کلمات و جملات تعیین می‌شود.

در دانش قانونگذاری مدرن، قانون نویسی فقط به نگارش کلمات و عبارت قانون محدود نمی‌شود بلکه فرایندی پیچیده است که از رهگذر آن عقلانیت قانون یعنی کارآیی، اثربخشی و کارآمدی آن نیز تضمین و تامین می‌شود. این کاری است که به گفته مولف کتاب هم فن است و هم هنر. اثر ترجمه شده شرح و بسط همین فن و هنر است.

مولف کتاب یکی از مشهورترین دانشمندان دانش قانونگذاری و قانون نویسی در سنت انگلیسی است که ایشان و آثارش را در مقدمه کتاب به اختصار معرفی کرده‌ام. امیدوارم ترجمه این اثر سیاستمداران و سیاستگذاران را "به کار آید" و قانون نویسان را "بلاغت افزاید".

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...