کتاب «سروده‌های رودکی» با پژوهش علی رواقی منتشر شد.

سروده‌های رودکی علی رواقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۷۷۴ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۲۰هزار تومان توسط انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شده است.

در معرفی فرهنگستان از کتاب «سروده‌های رودکی» آمده است: دفتر کوچک شعر رودکی تا کنون بیش از ۲۰بار به چاپ رسیده و بسیاری از سروده‌های او به چندین زبان ترجمه شده است، اما باید گفت که در همه این چاپ‌ها هنوز هم بدخوانی‌ها و کاستی‌ها و نادرستی‌های واژگانی و معنایی به چشم می‌خورد. آن‌چه خوانش سروده‌ها و نوشته‌های فرارودی [ماوراءالنهر] را برای ما دشوار کرده است اثرپذیری گسترده سرایندگان و نویسندگان فرارودی، و از آن میان رودکی از واژگان و ساختار صرفی و نحوی زبان‌های ایرانی میانه شرقی، به‌ویژه سُغدی است؛ زبانی که در سده‌های سوم و چهارم هجری و پیش از آن و حتی در سده‌های پس از آن تا قرن هشتم، زبان گفتاری بیشترینه مردم ماوراءالنهر بوده است.

درباره زبان رودکی می‌توان گفت زبانی که او در قصاید و غزل‌ها و بعضی قطعه‌هایش به کار گرفته است، از مقوله زبان معیار و نوشتاری به شمار می‌آید و زبان مثنوی‌ها و تک‌بیت‌های او اثرپذیری فراوانی از زبان حوزه زندگی رودکی به‌ویژه زبان سُغدی داشته است.

تنوع و گوناگونی مضمون‌ها و توانمندی‌های زبانی و بیانی رودکی، در همان شمار اندک اشعار برجای‌مانده از او، در سنجش با نمونه‌های شعر سرایندگان هم‌عصر و پس از او، از پیشینه و پشتوانه شعر و شاعری در فرارود حکایت می‌کند. این توش و توان را می‌توان از سرایندگانی دانست که پیش‌تر از رودکی بوده‌اند و آثار آن‌ها به دست ما نرسیده است و نیز بیشتر می‌تواند از سرچشمه‌های فرهنگی و ادبی زبان سغدی یا دیگر زبان‌های ایرانی میانه شرقی سود برده باشد که چندین و چند قرن زبان و ادب و فرهنگ چیره و حاکم بر ایرانی‌تباران سغد، سمرقند، بخارا و بخش‌های دیگر از فرارود بوده است.

تاکنون دیوان جداگانه‌ای از سروده‌های رودکی دست‌یاب نشده است. شادروان استاد سعید نفیسی در میانه سال‌های ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۹، به بهره‌وری از شماری از متن‌های کهن و قدیم و بسیاری از تذکره‌ها و فرهنگ‌نامه‌های فارسی که در مجموع نزدیک به ۹۰ متن است، سروده‌های رودکی را در کتابی به نام «احوال و اشعار رودکی سمرقندی» فراهم کرد. این متن بن‌مایه و دست‌مایه‌ای شد برای همۀ چاپ‌هایی که در ایران و تاجیکستان و مسکو از دیوان رودکی فراهم آمد. این کتاب نیز با عنوان «سروده‌های رودکی» یکی از همین چاپ‌هاست.

علی رواقی در این مجموعه کوشیده است تا متن‌های نظم و نثر سده چهارم و پنجم را که در ماوراءالنهر نوشته شده‌اند بخواند تا به همخوانی‌های واژگانی سرایندگان و نویسندگان آن‌ها با واژگان رودکی دسترسی پیدا کند. همچنین ضبط‌ بیت‌های رودکی و شعرهایی را که به او نسبت داده‌اند در برخی فرهنگ‌نامه‌ها و دیگر کتاب‌ها دیده و آن‌چه را محل اختلاف بوده، با کوتاه‌نوشت آن کتاب در پاورقی آورده است.

او در مقدمه این کتاب اذعان می‌کند که ناهمخوانی‌های فراوان گونه زبانی ماوراءالنهر که اثرپذیری گسترده‌ای از زبان سغدی و شاید برخی دیگر از زبان‌های میانه شرقی داشته، بر دشواری زبان رودکی و دیگر سرایندگان و نویسندگان این حوزه جغرافیایی و دوره تاریخی آن‌ها افزوده است. به همین دلیل تاکنون هیچ‌یک از مصححان دیوان رودکی و بسیاری دیگر سروده‌ها و نوشته‌های ماوراءالنهری سده‌های چهارم و پنجم، به بهره‌وری این آثار از زبان‌های ایرانی میانه شرقی به ویژه زبان سغدی اشاره‌ای نکرده‌اند.

رواقی در این کتاب با سود جستن از «فرهنگ سغدی» نوشته شادروان استاد بدرالزمان قریب توانسته است واژگان سغدی کاربردی در سروده‌های رودکی را که در بیشتر متن‌های چاپی به گونه‌ای نادرست آمده، برای نخستین‌بار تصحیح و معنی‌گذاری کند تا خوانش شعرهای رودکی برای دوست‌داران این متن آسان‌تر شود. همچنان‌که شمار بسیاری از واژه‌های پهلوی (فارسی میانه) با نمونه‌هایی از برگردان متن‌های پهلوی همراه و معنی شده است.

او بهترین و ارزشمندترین کار خود را در این پژوهش نمونه‌ها و شاهدهای فراوانی می‌داند که برای بسیاری از واژه‌های سروده‌های رودکی از متن‌های سده‌های مختلف فراهم آورده تا خواننده با خوانش آن‌ها بتواند با واژه‌های رودکی خوگیری بیشتری پیدا کند. همچنان‌که با بهره‌وری از گونه‌های زبان فارسی در ماوراءالنهر و گونه فارسی افغانستان و گویش‌های امروزین زبان فارسی، شاهدها و مثال‌هایی را برای نشان دادن گستره کاربردی واژگان آورده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...