شماره‌ ششم مجله‌ «وزن دنیا» با مروری بر یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران از ١٣٠٠ تا ١٣٩٩ با تیتر یک «از دوستت دارم» منتشر شد.

یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران به روایت وزن دنیا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در این شماره‌ «وزن دنیا» می‌توانیم از شاعران استان‌های تهران، آذربایجان غربی، البرز، ایلام، خوزستان و سمنان شعر بخوانیم. علاوه بر شعر این استان‌ها، دو بخش «هم‌زبانان» و «کارگاه وزن دنیا» بازتاب‌دهنده‌ شعرهای شاعران کشورهای فارسی‌زبانی همچون افغانستان و تاجیکستان و شاعرانی از کشورهای دیگر است که به زبان فارسی شعر می‌نویسند و بخش دوم، منعکس‌کننده شعرهای ارسالی مخاطبان مجله است.

در بخش «تعریف و تبصره» این شماره، پرونده‌ای می‌خوانید درباره‌ مروری بر یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران از ١٣٠٠ تا ١٣٩٩. از شاعرانی که در این پرونده به شعرهای عاشقانه‌ آن‌ها پرداخته شده می‌توان به نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، فریدون توللی، نادر نادرپور، شاملو، فریدون مشیری، هوشنگ ابتهاج، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، م آزاد، نصرت رحمانی، یدالله رویایی، حمید مصدق، منوچهر آتشی، محمدعلی سپانلو، خسرو گلسرخی، اسماعیل خویی، احمدرضا احمدی، بیژن الهی، رضا براهنی، حسین منزوی، شهیار قنبری، اردلان سرفراز، محمد مختاری، سیدعلی صالحی، علی باباچاهی، شمس‌لنگرودی، ایرج جنتی‌عطایی و گراناز موسوی اشاره کرد.

در این بخش گفت‌وگویی با علی باباچاهی درباره‌ شعر عاشقانه در ایران و کتاب «عاشقانه‌ترین‌ها»یش منتشر شده است.

همچنین در میزگردی با حضور محمدرضا اصلانی، حافظ موسوی، مهری بهفر و آتفه چهارمحالیان به بررسی شعر عاشقانه‌ امروز ایران و پهنه‌ معانی و مفاهیم آن پرداخته شده است.

شماره‌ ششم «وزن دنیا» با مدیرمسئولی و صاحب‌امتیازی پوریا سوری و سردبیری علی مسعودی‌نیا در ٢١٢ صفحه و به قیمت ۴۰هزار تومان در کتاب‌فروشی‌ها و کیوسک‌های مطبوعاتی معتبر در دسترس علاقه‌مندان و مخاطبان شعر است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...