به گزارش تسنیم، نام خاقانی، سخنور بزرگ ادب فارسی، در کنار نام حکیم نظامی، بلافاصله بعد از فحول اربعه ادبیات ایران (فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ) در ردیف بزرگترین شاعران ملک فارسی جای دارد و در این مورد اغلب صاحب‌نظران و ادب شناسان اتفاق نظر دارند.

هرچند خاقانی عمدتاً با سروده‌ها و به ویژه قصایدش شناخته می‌شود، او در نثر نیز چیره‌دستی خود را به اثبات رسانده است: «نیست اقلیم سخن را بهتر از من پادشاه /در جهان ملک سخن راندن مسلم شد مرا». شاعر صبح با نوشتن نامه‌ها با عنوان منشآت بار دیگر توانایی خویش را در هنر نویسندگی و تسلط بر ادب فارسی و عربی به هم‌عصران و حتی ادبای دوره بعد از خود نشان داد. با مطالعه منشآت می‌توان چنین نتیجه گرفت که خاقانی نه تنها شاعری بی‌نظیر است، بلکه نویسنده‌ای، چیره دست است و توانسته در هر دو حوزه نثر و شعر هنرنمایی کند.

منشآت خاقانی مجموعه از نامه‌های اوست. این نامه‌ها خطاب به خویشاوندان، نزدیکان، دوستان، بزرگان ایران شهریاران روزگار شاعر است و متضمن فواید تاریخی، اجتماعی و ادبی بسیاری است.

محمدرضا ترکی، پژوهشگر، که کلاس‌های خاقانی او در دانشگاه تهران یکی از پرمخاطب‌ترین کلاس‌ها از سوی دانشجویان و علاقه‌مندان است، در تازه‌ترین اثر خود به منشآت عربی خاقانی پرداخته است. ترکی در «غایت ابداع» به تصحیح و شرح این نامه‌های عربی پرداخته است.

در معرفی این اثر آمده است: مجموعه منشآت عربی خاقانی که برای نخستین‌بار در اینجا معرفی می‌شود، علاوه بر نشان دادن چیرگی این سخنور بزرگ بر زبان و نثر فنی عربی و ارائه یکی از نمونه‌های نثرنویسی عالی ایرانیان به این زبان، بیانگر نکات و حقایق تاریخی و اجتماعی ناگفته متعددی درباره زندگی، شخصیت و آثار خاقانی و محیط اجتماعی آذربایجان در قرن ششم هجری است.

این اثر به واسطه ارزش‌های علمی، ادبی، تاریخی و زیبایی خاص هنری، می‌تواند به عنوان یک متن آموزشی مفید و پربار، نیاز گروه‌های زبان و ادبیات فارسی و عربی را در مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌ها در زمینه متون عربی فنی و مصنوع رفع کند. این کتاب را به محققان، استادان، دانشجویان زبان و ادبیات و علاقه‌مندان به متون کهن ادبی تقدیم می‌کنیم.

«غایت ابداع» از سو نشر خاموش در 220 صفحه و به قیمت 42 هزار تومان منتشر و در دسترس علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...