این کتاب در حقیقت مقالات محمد متقالچی، شاهنامه پژوه ایرانی مقیم پاریس، درباره برخی نسخه‌های دست‌نویس شاهنامه و بررسی چند کتاب درباره شاهنامه است. متقالچی در دوران اقامتش در پاریس با مطالعه و بررسی آثار و کتاب‌هایی که درباره شاهنامه چاپ شده بود به این نتیجه رسید که برای آشنایی نوجوانان و توده مردم فرانسه با حماسه ملی ایران کار زیادی انجام نگرفته است، بنابراین تصمیم گرفت آنچه را که در درازای زندگی خود درباره شاهنامه آموخته بود را به کار گیرد و کتابی ساده و کوتاه درباره شاهنامه به زبان فرانسه برای فرانسویان و به خصوص جوانان ایرانی که در فرانسه بزرگ شده‌اند بنویسد که این تصمیم را با فرانسیس ریشارد در میان گذاشت و با همکاری او که در پی چاپ گزارشی از نسخه‌های دست‌نویس شاهنامه کتابخانه ملی فرانسه بود، کتابی با نام «شاهنامه فردوسی و دست‌نویس‌های آن در کتابخانه ملی فرانسه» در پاریس به چاپ رساند. بعدها کتاب دیگری هم درباره شاهنامه به چاپ رساند که آن هم مجموعه‌ای از پژوهش‌های او درباره شاهنامه بود.

پس از پیشگفتار نویسنده و استاد محمد روشن فهرست کتاب در دو بخش به این قرار است:

الف: برخی نسخه های دستنویس شاهنامه
از هلاکو تا تیمور و کهن ترین نسخه های دستنویس شاهنامه
شاهنامه فردوسی: نسخه دستنویس پادشاه مغول تبار ایران
شاهنامه، نسخه دستنویس ابراهیم سلطان
شاهنامه فردوسی، نسخه دستنویس محمد جوکی
شاهنامه لاهیجان و سبک نگارگری ترکمن شیراز
نسخه ای دستنویس از شاهنامه با سبک نگارگری چین هندوستان

ب: بررسی چند کتاب دربارۀ شاهنامه
قهرمانان زن ایرانی، به روایت شاهنامۀ فردوسی
شاهنامه پژوه ناشناخته
شاهنامه پژوهی و سیاست
باورها و آِین های زرتشتی در شاهنامه
شاهنامه کارکیا

کتاب در جستجوی شاهنامه فردوسی نگارش محمود متقالچی در 129 صفحه از سوی انتشارات صدای معاصر در سال 1397 منتشر شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...