کتاب «از منزل کفر تا به دین» مجموعه‌ای از مقالات در حوزه‌های حافظ پژوهشی، خیام پژوهشی، مولوی پژوهی و شاهنامه پژوهی نوشته محمد جعفر محمدزاده از سوی انتشارات ابرون با همکاری احیای کتاب منتشر شد.

به گزارش فارس، کتاب «از منزل کفر تا به دین» مجموعه‌ای از مقالات در حوزه‌های حافظ پژوهشی، خیام پژوهشی، مولوی پژوهی و شاهنامه پژوهی نوشته محمد جعفر محمدزاده از سوی انتشارات ابرون با همکاری احیای کتاب در شمارگان 3000 نسخه و به بهای 20000 ریال منتشر شد.

فصل نخست این کتاب، پژوهشی است درباره آنچه خیام از قرآن، احادیث و مجموعه معارف اسلامی به میراث یافته است. بخش دوم کتاب، مشتمل بر تأملاتی در حافظ پژوهی است که در هر دو وجه صورت و معنای شعر حافظ نگارش یافته‌اند و مطالعه آنها مدخلی برای شناخت جهان و زبان شعر حافظ است.

محمدزاده پیش از این و در کتاب «تک‌بیت‌های حافظ» چاپ اول 1380 از ویژگی‌های ذهن و زبان حافظ به تفصیل سخن گفته است. در بخش سوم کتاب نیز طی چهار مقاله مجزا تکوین شاهنامه، بررسی تطبیقی آن با غرر ثعالبی نوروز در شاهنامه، شرح فرزند کشی رستم و زندگانی و مرگ باربد، خنیاگر ایرانی شرح داده شده است.

آخرین بخش کتاب نیز مقاله‌ای است در بیان نمونه‌های طنز در مثنوی با عنوان «طنز بگذار، جد از او بردار» که در جست‌وجوی مایه‌های طنز در اثر گرانقدر مولانا ست.

مولانا که دریافته بود مخاطبان او طی ساعات بی‌وقفه‌ حضور در مجلس مثنوی نیاز به انبساط خاطر دارند، در خلال دفاتر مثنوی داستان‌هایی طنزآمیز را نقل و مجلس مثنوی را از یکنواختی و یکدستی خارج می‌کرد، در این بخش مختصات این داستان‌ها بررسی شده است.

محمد جعفر محمد زاده مولف اثر که تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی به پایان برده است، در این مجموعه کوشیده است ذهن و زبان مخاطبان را که امروز نه فقط به بنگاله بلکه به دیگر قلمروهای زبان نیز می‌رود پیوند دهد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...