کتاب «اندوه خاک؛ محیط زیست در شعر معاصر ایران» نوشته سهراب طاووسی توسط نشر آفتابکاران منتشر و راهی بازار نشر شد.

اندوه خاک؛ محیط زیست در شعر معاصر ایران سهراب طاووسی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، سهراب طاووسی انگیزه خود از نوشتن این‌کتاب را این‌گونه بیان کرده است: انگیزه اصلی من در نوشتن این‌کتاب نفس‌های تنگ‌شده پسر بزرگم مسیحا و بی‌شمار فرزندان دیگر این سرزمینِ نفس‌به‌شماره‌افتاده است که پدرها و مادرهایشان هنگام بارش ریزگردها برای یک‌آسمان آفتابی چشم به رحمت دریغ‌شده آسمان جنوب می‌دوزند. و این‌ همراه است با سیل پربسامد ناراستی‌های محیط زیست، زلزله‌های ویرانگر، سیل‌های خانه‌خراب‌کن، طوفان‌های ترسناک، گرما و سرمای جان‌گیر و ... که مانند تاکسی‌های گازسوز در صف منتظرند تا بر خاک سرزمینم فرود آیند.

نویسنده کتاب می‌گوید در این‌اثر تلاش کرده ابتدا تعریف جامعی از بوم‌نقد ارائه کند و نحوه دلایل پیدایش‌اش در ادبیات جهان به دست دهد و سپس به جستجوی آن در ادبیات ایران و جهان بپردازد. به این‌ترتیب، از لحاظ نظری، کتاب به ۲ بخش تقسیم می‌شود که دغدغه بخش نخست، پاسخ به این‌سوال است که بوم‌نقد چیست و چگونه به وجود آمده است. و بخش دوم هم دربرگیرنده این‌پرسش مهم است که چگونه می‌توان آن را در آثار ادبی پیدا کرد.

کتاب پیش‌رو، ۵ فصل اصلی با عناوین «بوم‌نقد»، «شاملو در اعماق»، «آواز کاکلی یا ترانه نیما»، «نامی بر پیشانی آسمان» و «ظهور زمین» است که هرکدام بخش‌های مختلفی را شامل می‌شود.

در فصل اول، مخاطب با این‌بخش‌ها روبرو می‌شود: بوم نقد چیست؟، تاریخچه بوم‌نقد، در آغاز یک‌قطره بود، دوالیته دکارتی، از دکارت تا فوکو و شکسپیر، باز هم دکارت، شاخه‌های درختی تناور.

بوم‌شناسی ژرف چیست؟، هایدگر و محیط زیست، شاملو در عمق طبیعت، هم عناوین بخش‌های دومین‌فصل کتاب هستند و در فصل سوم هم مخاطب با دو فصل «اقلیم‌گرایی»‌ و «نیما یوشیج، مرگ کاکلی» مواجه می‌شود. چهارمین فصل کتاب «اندوه خاک» این سه‌بخش را دارد: بوم‌گرایی زن‌محور، فمینیسم و بوم‌گرایی زن‌محور، لقمان‌الدوله - چهارراه مرودشت.

پنجمین فصل کتاب با عنوان «ظهور زمین» هم ۳ بخش «بوم‌گرایی مارکسیستی»، «آتشی: دشت شقایق‌های سرخ» و «مویه‌های خاک» را شامل می‌شود.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

شاملو این شعر را در پاییز سال ۱۳۳۹ سروده است، زمانی که همراه با سهراب سپهری و هادی شفائیه در سرپرستی اداره سمعی - بصری وزارت کشاورزی در شمال کشور مشغول به کار شده بود. شعر در همان دوره چهارساله تنهایی شاملو در حدفاصل جدایی از طوسی حائری و آشنایی با آیدا سرکیسیان سروده شده است؛ در دوره‌ای شاملو کاملا با نیما قطع رابطه کرده بود ولی هنوز بیشتر اوقات در مازندران اقامت داشت. بنابراین این شعر حاصل تماس و ارتباط مستقیم خود شاعر با طبیعت شمال ایران است، خواه در زمان دوستی‌اش با نیما سروده شده باشد خواه در زمان جدایی‌اش از وی.

این‌کتاب با ۲۳۸ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۴ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...