«آثار باقیه؛ از مردمان گذشته» با ترجمه و تعلیق پرویز سپیتمان (اذکائی) از سوی انتشارات علمی مجددا منتشر شد.

«آثار باقیه؛ از مردمان گذشته» با ترجمه و تعلیق پرویز سپیتمان ابوریحان بیرونی

به گزارش مهر، علامه ابوریحان بیرونی ـ دانشمند نابغه و شهیر ایران ـ استادالرئیس در علوم ریاضی، نجوم، طبیعیات و جغرافیا، هم به‌عنوان دانشمندی تاریخدان و هم به عنوان پژوهشگر حوزه گیاه‌شناسی‌، با «آثار باقیه» اخبار و اطلاعات فراوانی از «قرن‌های گذشته» خصوصا به لحاظ جوانب اجتماعی و فرهنگی «ملل قدیمه» فراهم کرده است. این کتاب در عین حال تصویری دقیق هم از عصر مؤلف به دست می‌دهد؛ چنان ‌که خلاصه تقویم‌های مختلف نجومی یا ملی اقوام است، که توصیفات کامل از همه گاه‌شماری‌ها و اعیاد معمول ملل و ادیان را پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد.

بیرونی نخستین تحریر این کتاب را در سال ۳۹۱ هجری قمری هنگامی که در گرگان و در خدمت امیرشمس المعالی قابوس بن وشمگیر زیاری (۳۸۸ – ۴۰۳ هجری قمری) به سر می‌برد، به نام او نوشته است؛ سپس تحریری دیگر از آن «تا حدود سال ۴۲۷ ه.ق» با اضافاتی نگاشته است.

کتاب مشتمل بر یک مقدمه و بیست و یک فصل (در چاپ جدید ۲۲ فصل) است که به ترتیب عبارت است از: در ماهیت شب و روز و آغاز آنها، در ماهیت سال‌ها که از ترکیب روزها و ماه‌ها حاصل گردد، در چگونگی مبدأهای تاریخی و تقویمی، در اختلاف عقاید ملل راجع به ذوالقرنین، در چگونگی ماه‌های مبادی تاریخ، در چگونگی تاریخ‌شناسی‌ها و ازمنه سلاله‌های شاهان، ادوار سال‌ها و مبادی آنها، شهور و سنوات یهودیان، مبادی پیامبر نمایان و جماعات منسوب به آنها، در اعیاد و شهور ایرانیان و سغدیان و خوارزمیان، در اصلاح تقویم خوارزمیان، در ایام تقویم یونانی که با ملل دیگر مشترک است، در اعیاد و ایام روزه داری در ماه‌های یهود، در اعیاد و ایام تقویم سریانی مربوط به مسیحیان ملکایی، در اعیاد و ایام روزه مشابه و منطبق با آن مسیحیان، در اعیاد مسیحیان نسطوری و ایام فطر آنها، در اعیاد مجوسان قدیم و روزه و فطر صائبان، در اعیاد عرب، در اعیاد مسلمانان و آخر سر مباحث راجع به منازل قمر (طلوع و غروب آنها) و تصاویر جسم نما و جز اینهاست.

پرویز سپیتمان (اذکائی) ترجمه و تصحیح دقیقی از این اثر گرانقدر را با نام «آثار باقیه: از مردمان گذشته» توسط سوی انتشارات علمی منتشر کرده ‌است. این تصحیح در سال ۱۳۸۱ برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی شد. محمود جعفری دهقی، مدیر گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران این تصحیح را از شاهکارهای ترجمه و تألیف در بیرونی‌پژوهی می‌داند. اذکائی این اثر گران‌سنگ را پس از مقابله تازه با سه نسخه دیگر که پیش از این از سوی ادوارد زاخائو، خاورشناس برجستهٔ آلمانی و نخستین مترجم این اثر به زبان‌های اروپایی مغفول مانده بود، ترجمه و همراه با یادداشت‌های بسیار عالمانه خود منتشر کرده ‌است.

«آثار باقیه؛ از مردمان گذشته» با ترجمه و تعلیق پرویز سپیتمان (اذکائی) از سوی انتشارات علمی در ۹۸۴ صفحه و با قیمت ۱۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

[این کتاب پیش از این در سال 1392 توسط نشر نی منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...