یازدهمین شماره‌ی فصلنامه تحقیقات بنیادین علوم انسانی منتشر شد.

به گزارش دبیرخانه دائمی کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی، یازدهمین شماره‌ی فصلنامه تحقیقات بنیادین علوم انسانی با هفت مقاله از مقالات برتر سومین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی و به سردبیری احمد حسین شریفی منتشر شد.

فهرست مطالب این شماره از این قرار است:
• بررسی رویکردهای پنجگانه در مواجهه با علم/رضا غلامی
• ترتیبات خلق پول عادلانه/سیدمهدی حسینی دولت آبادی
• گام های کاربردی سازی تصمیم گیری با رویکرد اسلامی/مهدی حمزه پور، مهدی عزیزی
• فراینـد تـربیـت سیــاســی در نظام اســـلامی/محمدحسین خلوصی
• هستی شناسی عدالت؛ بررسی تطبیقی آرای آیت الله جوادی آملی و جان رالز/محمدرضا طاهری
• مدیریت تحول علوم انسانی در آرا و اندیشه های امام خامنه ای(حفظه الله)/ّ سیدامیر سخاوتیان، محمدباقر عباسی

حسین بستان (استادیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه)، سعید بهشتی (استاد دانشگاه علامه طباطبایی)، ‌سید محمدرضا تقوی (استاد دانشگاه شیراز)، مهدی شیدائیان (استادیار دانشگاه تهران)، عطاء الله رفیعی آتانی (استادیار دانشگاه علم و صنعت ایران)،‌ محمد کاویانی (استادیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه)، نجف لکزایی (استاد دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام)،سید حسین میرمعزی(دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)، حسن‌آقا نظری (استاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه) و محمدجواد نوروزی (دانشیار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره) اعضای تحریریه‌ی این فصلنامه هستند.
فصلنامه تحقیقات بنیادین علوم انسانی با هدف تولید دانش و نظریه‌پردازی در قلمرو فلسفه، روش‌شناسی و نظریه‌های پایه و بنیادی علوم انسانی به‌طور عام و رشته‌های مختلف آن مبتنی بر مبانی و معارف اسلامی در سطح علمی ـ پژوهشی منتشر می‌شود.
این فصلنامه از همه‌ی صاحب‌نظران، اساتید و پژوهشگران دعوت کرده است تا برای تحقق این منظور نتایج تحقیقات خود را در اختیار فصلنامه قرار دهند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...