سعید طاووسی‌مسرور، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام و تشیع و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی در گفت‌وگو با ایبنا، با اذعان بر کم‌کاری ادبیات داستانی معاصر ایران در حوزه پیامبر خاتم(ص) عنوان کرد: با اینکه در حوزه ادبیات داستانی کودک و نوجوان و بزرگسال حوزه پیامبر خاتم(ص) آثار مختلفی به صورت‌های رمان و داستان کوتاه خلق شده، ولی هنوز در ابتدای راه قرار داریم. حضرت محمد (ص) شکل‌دهنده هویت ما و بزرگ و سرور ما مسلمانان، همچنین سرچشمه تمام فضایل و خوبی‌ها و برگزیده خداوند هستند و باید بیشتر در حوزه ادبیات داستانی به ایشان پرداخته شود.

سه کاهن

وی ادامه داد: در تحقیقی که با نام «دین در پرده نقره‌ای» با هدف بررسی پرداختن به شخصیت حضرت محمد (ص) و حضرت عیسی (ع) در ادبیات داستانی انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم که مسیحیان در 180 فیلم به معرفی عیسی (ع) پرداخته‌اند ولی درباره پیامبر خاتم (ص) تنها دو فیلم فاخر تهیه شده است.

طاووسی مسرور توضیح داد: در حوزه ادبیات داستانی نیز وضع به همین گونه است و با وجود اینکه آثار ادبی بسیاری مانند «مرشد و مارگاریتا» را سراغ داریم که به طور مستقیم و غیر مستقیم به حضرت عیسی(ع) توجه دارند در ادبیات داستانی فارسی و عربی متاسفانه در حوزه پیامبر خاتم (ص) کم‌ کاری شده و اثر شاخص و مهمی نداریم و تنها می‌توان به تعداد انگشت‌شماری از جمله «آنک آن یتیم نظرکرده» نوشته محمدرضا سرشار یا «سه کاهن» مجید قیصری اشاره کرد.

این نویسنده درباره علل کم‌کاری نویسندگان معاصر کشورمان در حوزه ادبیات داستانی با موضوع پیامبر خاتم (ص) تاکید کرد: ارتقای ادبیات داستانی حوزه پیامبر خاتم (ص) نیازمند توجه، تشویق و تبلیغ گسترده است. در سال‌های اخیر جشنواره خاتم عهده‌دار معرفی بهترین آثار داستانی در این حوزه شده و در خلق رمان و داستان کوتاه بیشتر درباره پیامبر خاتم (ص) موثر بوده است. در عین حال به طور کلی در حوزه ادبیات داستانی یا رمان دینی دچار ضعف هستیم. این ضعف در حوزه پرداختن به شخصیت‌های معصوم از جمله حضرت محمد (ص) بیشتر از مقوله‌های دینی از جمله رمان و داستان با موضوع‌های صبر،‌ پاکدامنی و نماز است.

طاووسی با تاکید بر ضعف ادبیات نظری در حوزه دین ادامه داد: این ضعف نظری باعث شده که نویسنده حوزه دین که می‌خواهد درباره پیامبر خاتم (ص) داستان بنویسد نداند چگونه باید بنویسد؟ آیا خود پیامبر می‌تواند محور داستان باشد یا باید از شخصیتی فرعی استفاده کند یا تا کجا می‌تواند وارد فضای خیال شود؟ در چنین شرایطی با اینکه در سال‌های اخیر با اتفاق‌های خجسته‌ای از جمله برپایی جلسه‌ها و نشست‌های تخصصی مواجه شده‌ایم و نویسندگان حرفه‌ای نیز به عرصه این حوزه ورود کرده‌اند، هنوز در ابتدای راه قرار داریم و برای بهبود وضعیت فعلی باید آثاری در حوزه ادبیات نظری خلق شود که حاوی نقدها، تجربه‌ها، رهنمودها و مباحثی باشد که نویسنده با مطالعه آنها رمان موفق‌تری را تولید کند. من نیز در این زمینه در حال آماده‌سازی چندین مقاله نظری هستم که امیدوارم مورد استفاده اهالی تاریخ و ادبیات قرار گیرد.

نویسندگان ما نتوانسته‌اند از ظرفیت بالای سیره نبوی استفاده کنند
وی با بیان اینکه متاسفانه نویسندگان ما هنوز نتوانسته‌اند از ظرفیت بالای تاریخ و سیره نبوی در خلق آثار داستانی معاصر استفاده کنند، گفت: نویسندگان ما برای مراجعه به تاریخ یا باید خود به منابع اصلی ترجمه‌ای یا غیرترجمه مراجعه کنند که دشوار است؛ زیرا مطالعه منبع اصلی که شیوه روایی هزار سال پیش را دارند دشوار است و همه قادر به استفاده از اثر ترجمه شده نیز نیستند یا باید به آثار تاریخی که تازه نوشته شده مراجعه کنند که این کتاب‌ها نیز یا برای تدریس یا برای مخاطب عموم هستند و قالبی سنتی دارند. این آثار اغلب درباره بعثت، هجرت و فتح مکه هستند توسط اهالی قلم تاریخ و دین نوشته شده‌اند و کمتر جزییات، ظرایف و روایت‌هایی از آنها استخراج شده و در اختیار اهالی ادب و سینما قرار گرفته است.

این پژوهشگر به کتاب‌ «همنام گل‌های بهاری» اشاره کرد و گفت: نویسنده این کتاب توانسته جزییات سیره نبوی را حتی درباره لباس پوشیدن، راه رفتن و تعامل پیامبر خاتم(ص) با دیگران استخراج کند. همچنین جلال رفیع در «اخلاق پیامبر و اخلاق ما» داستان‌های زیبایی را از زندگی پیامبر از لابه‌لای کتاب‌های تاریخ، سیره و حدیث استخراج کرده و ارایه کرده است.

وی با تاکید بر اینکه گاه یک روایت کوتاه می‌تواند تبدیل به رمان شود، افزود: به عنوان نمونه کتاب «مرا با خودت ببر» نوشته مظفر سالاری برآمده از یک روایت بسیار کوتاه درباره امام جواد(ع) است.

طاووسی تاکید کرد: باید فعالان حوزه تاریخ اسلام آثاری را فراهم کنند که به جنبه‌هایی از حیات و سیره نبوی که مغول مانده‌اند بپردازند و در اختیار عموم قرار دهند. همچنین تا وقتی که چنین آثاری خلق شوند نویسندگان می‌توانند به آثار فارسی موجود در کتاب‌های دم‌دستی که برای تدریس یا مخاطب عام هستند، مراجعه کنند. اگر خوب دقت کنیم به آثار قابل استفاده بسیاری برمی‌خوریم از جمله «تاریخ صدر اسلام» غلامحسین زرگری‌نژاد دارای حکایت‌های مناسبی است. از جمله در این کتاب اشاره شده که در یکی از نبردها که پیامبر خاتم (ص) اجازه نمی‌داد نوجوانان زیر 17 سال به نبرد بروند عمیر بن ابی وقاص با اشتیاق زیاد از پیامبر (ص) اجازه می‌گیرد و اتفاقا شهید می‌شود.

جواز تخیل تا مرز دوری از تحریف
این پژوهشگر تاریخ اسلام و تشیع با تاکید بر اینکه نویسنده داستان و رمان نبوی تا اندازه‌ای که دچار تحریف نشود می‌تواند از تخیل استفاده کند، گفت: نویسنده می‌تواند از روایت‌هایی که در سیره و حدیث وجود دارد برای خلق داستان و رمان استفاده کند. تا جایی که خیال منجر به دروغ بستن نباشد مانعی ندارد مانند زبان حال در روضه‌خوانی که مداح مطالبی را می‌گوید که در تاریخ نیست. بر اساس استفتاء از آیت‌الله شبیری زنجانی گفته شده که بیان زبان حال اشکالی ندارد به گونه‌ای که مخاطب احتمال صحت دهد و دون شان پیامبر (ص) نیز نباشد. همچنین می‌تواند در توصیف فضا و صحنه‌های حوادث از خیال استفاده کند.

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...