کتاب «فراسوی مرگ: تعالیم صوفیانه عین القضات همدانی» [The unveiling of secrets Kashf al-Asrār : the visionary autobiography of Rūzbihān al-Baqlī] نوشته فیروزه پاپن – متین [Firoozeh , Papan-Matin] توسط نشر نامک منتشر شد.

فراسوی مرگ: تعالیم صوفیانه عین القضات همدانی» [The unveiling of secrets Kashf al-Asrār : the visionary autobiography of Rūzbihān al-Baqlī] نوشته فیروزه پاپن – متین [Firoozeh , Papan-Matin

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «فراسوی مرگ: تعالیم صوفیانه عین القضات همدانی» با ترجمه جلال الدین افضل در ۲۷۲ صفحه و بهای ۵۵ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

عین القضات همدانی عارف ایرانی سده ششم هجری قمری، (متوفی به سال ۵۲۵ هجری قمری)، مکاشفاتش در خصوص مرگ را به‌عنوان یکی از حالات ضمیر (آگاهی) که به‌طور واضح در زمان حیاتش تجربه کرده بود به رشته تحریر درآورد. مکاشفه‌اش از روز جزا و جهان‌های بی‌شمارِ غیرمادی که ورای جهان مادی قرار دارد او را در برابر واقعیات شبه ناکی قرار داد که درک معنایی ایمان را با مشکل روبه‌رو می‌ساخت.

«فراسوی مرگ» شامل بحثی است درباره موضوع مرگ، آنچنان که این محقق و عارف برجسته سده‌های میانه ایران آن را مکاشفه کرده است. این کتاب براساس دست‌نوشته‌ها و منابع دست‌اول پارسی و عربی کلاسیک اهمیت این عارف ایرانی و دریافت‌هایش از ماهیتِ واقعیت در پرتو مرگ را مورد کاوش قرار می‌دهد.

فیروزه پاپن – متین دارای مدرک دکترا در رشته زبان‌ها و فرهنگ‌های خاور نزدیک از دانشگاه کالیفرنیای لُس آنجلس است. تخصص ویژه فیروزه متین درباره ادبیات فارسی و عرفان اسلامی است و تاکنون مقالات و کتاب‌های بسیاری را در خارج و داخل ایران درباره این دو حوزه موضوعی منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...