به گزارش ایبنا،‌ شماره پنجم فصلنامه نقد کتاب ادبیات و هنر به صاحب‌ امتیازی موسسه خانه کتاب و مدیر مسئولی نیکنام حسینی‌پور و سردبیری مریم حسینی منتشر شده است.

نقد شفاهى، نقد کتاب پژوهشى (ادبیــات)، نقد شعر، نقد تصحیح متن، نقدکتاب پژوهشى (هنـــر)، نقد نمایشنامه، نقدِ نقد و معرفی کتاب از بخش‌های اصلی این شماره فصلنامه ادبیات هنر هستند.

در بخش نقد شفاهی گزارشی از نشسـت نقد و بررسـى کتاب «ادبیات ایران در دوره قاجار» که عصر روز یکشـنبه 16 دى مـاه 1397 در سـراى اهـل قلـم با حضور نویسـنده اثـر، مهوش واحددوسـت عضو هیئـت علمـى دانشـگاه ارومیـه، نسـرین فقیـه ملکمرزبـان عضـوهیئـت علمى دانشـگاه الزهـرا، محمود بشـیرى عضـو هیئت علمـى دانشـگاه علامه طباطبایى، عیسـى امن‌خانـى عضـو هیئت علمـى دانشـگاه گلسـتان و مریم حسـینى عضـو هیئـت علمـى دانشـگاه الزهـراء و سـردبیر فصلنامـه نقـد کتـاب ادبیـات و هنـر برگـزار شـد، ارائه می‌دهد.

در قسمت نقد کتاب پژوهشى (ادبیــات) شاهد مقالاتی از  سعید مهری دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، مهرناز شیرازى عدل دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و آرش امرایی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم وفنون دریایی خرمشهر هستیم که به ترتیب مقالاتی در حوزه نقد و بررسی کتـاب‌های «تصـوف عصـر صفـوى و ادبیـات آن دوره» اثر سـید جـلال موسـوى، «رئالیسم عرفانى» اثر محمد روگر  و «در لفظ دری» اثر کاظم دزفولیان نوشته‌اند.

در شماره پنجم فصلنامه ادبیات و هنر نقد شعر هم وجود دارد. مهشاد شهبازی دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهراء به نقـد کتـاب «گـوش درد قـرن چهارده هجـرى» اثـر عبـاس حبیب‌بدرآبـادى پرداخته اسـت.

در بخش نقد تصحیح متن این فصلنامه، فاطمه مهری استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی مقاله‌ای درباره مجموعه «رسـائل طغراى مشـهدى» به کوشـش دکتر سـیدمحمد صاحبی، نوشته است.

معرفی،‌ نقد و بررسی کتاب «دایره‌المعارف بزرگ خط» نوشته علی‌اصغر مقتدائی، کتاب «مبانی اسطوره‌شناسی» اثر عباس مخبر، کتاب «طبیعت در هنر باستان» اثر عفت‌السادات افضل‌طوسی و کتاب «کنکاش در هنر معاصر ایران» اثر حمید کشمیرشکن از جمله مقالاتی است که در بخش نقد کتاب پژوهشی‌(هنر) این فصلنامه می‌خوانیم.

همچنین در شماره پنجم فصلنامه ادبیات و هنر بخشی تحت عنوان «نقد نمایشنامه» وجود دارد که طیبه نصراللهی دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، نقدی بر نمایشنامه «از پشت شیشه‌ها» اثر اکبر رادی نوشته است.

در قسمتی از نقد نمایشنامه «از پشت شیشه‌ها» می‌خوانیم:
«نمایشنامـه از پشـت شیشـه‌ها بـا پنج شـخصیت مریم، بامـداد و خانم و آقاى درخشـان و خدمتـکار، در ظاهـر، روایت داسـتان دو خانـواده متفاوت با تضادهایى در فرهنگ و سـبک زندگـى آنهـا اسـت، اما بـا مطالعـه دقیق‌تر، بـه لایه‌هـاى پنهان داسـتان کـه رخدادهاى تاریخـى و سیاسـى مهمـى را روایـت می‌کنند، پـى می‌بریم. رادى در نمایشنامه از پشـت شیشـه‌ها، به طور مسـتقیم به زمان اثر اشـاره نمیکند، بلکـه بـه ایـن عنصر مهم بـه صـورت  کامـلا نمادگرایانـه می‌پردازد و گفت‌وگوهـاى خانم و آقـاى درخشـان و نشـانه‌هاى بین سـطرها، کلیدهایى بـراى درك تاریخ، شـرایط و زمان اثـر در اختیار خواننـده می‌گذارند.

مطابـق نظـربشـیریه، ایـن نمایشنامـه، متأثـراز رویدادهـاى دهـه چهل تاریـخ ایران اسـت؛ دهـه‌اى کـه مصادف اسـت با آغاز انقلاب سـفید کـه تغییر و تحولات گسـترده‌اى را بـه همـراه داشـت. «انقلاب سـفید شـاه و مردم»، نـام مجموعـه‌اى از برنامه‌هـاى اصلاحى، اجتماعـى و اقتصـادى بـود کـه در دوره پهلـوى دوم در ابتـداى دهـه چهـل خورشـیدى آغـازگردیـد و در بهمـن 1341 ، بـه معـرض همه‌پرسـى گذاشـته شـد. این طرح بـا وجود. موافقـان و مخالفـان بسـیار، بـا اکثریـت آرا در 1342به اجرا درآمد. انقلاب سـفید، شـامل نـوزده اصـل کلـى بـودکـه مهمترین آنهـا و محور اصلـى انقلاب سـفید، اصـل اصلاحات ارضـى بـود. شـاه بـا تشـکیل کابینـه اصلاحـات، مبـارزه علیـه فئودالیسـم را آغـازکـرد و تضمیـن رفـاه کارمنـدان دولـت، اجـراى قانون اصلاحـات ارضـى، تضمین رفـاه کارگران از طریـق مشـارکت آنهـادر سـودکارخانه و کمـک به مالـکان کارخانه از طریـق حمایت از صنعـت داخلـى رادردسـتورکار قـرارداد (بشـیریه، 1394 ،ص. 43.)»

همانند سایر شماره‌های این فصلنامه بخشی به معرفی کتاب اختصاص داده‌ شده است که این بار گل‌آرا داورپناه دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی، کتاب «راهنمای راتلج درباره فیلم و فلسفه» اثر پیسلی لیوینگ استون و کارل پلنتینـگا پرداخته است.

در پایان نیز در بخش کتاب‌شناسی 52 کتاب از نویسندگان مختلف را معرفی کرده است. کتاب‌های از ژان پل سارتر تا دیوید کارتر، مایکل رایان و ریفی حبیب را در برمی‌گیرد.

انتشارات خانه کتاب شماره پنجم فصلنامه نقد کتاب «ادبیات و هنر» سال دوم،‌ بهار 1398 را در 196صفحه و با قیمت 100000 تومان منتشر کرده است

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...