کتاب "مهارت‌های زندگی خانوادگی در آیینه آیات و روایات" با تدوین زهرا آیت‌اللهی از سوی پژوهشکده فرهنگ و معارف نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها منتشر شد.

به گزارش ایسنا به نقل از ماوا، این کتاب در شش فصل نگارش یافته که فصل اول به "تشکیل خانواده و همسر"، فصل دوم به "روابط همسران"، فصل سوم به "اقتصاد خانواده"، فصل چهارم به "گستره خانواده"، فصل پنجم به "بهداشت خانه و تغذیه خانواده" و در نهایت فصل ششم به "بحران در خانواده" می‌پردازد.

در پیش‌گفتار این کتاب آمده است: معمولا آیات و روایات، معیارهای کلی برای زندگی موفق خانوادگی را ارائه می‌کنند و بسیاری از راهکارهای اجرایی و عملی برای تحقق این معیارها را باید با بهره‌گیری از عقل و خرد دریافت کرد. این امر امروزه با عنوان مهارت‌های زندگی خانوادگی مطرح می‌شود.

این کتاب درصدد ارائه این مهارت‌ها نیست، همان‌گونه که درصدد ارائه همه شاخص‌های زندگی موفق نیست؛ زیرا برخی از این شاخص‌ها را باید از آن دسته متون روایی دریافت که ویژه مباحث خانوادگی نیستند؛ بلکه معیارهای کلی زندگی موفق را ارائه می‌کنند.

"مهارت‌های زندگی خانوادگی در آیینه آیات و روایات" در شمارگان دوهزار نسخه با قیمت 3800 تومان وارد بازار کتاب شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...